من فقط تحلیل میکنم. سعی میکنم کاملاً بیطرف باشم و آنچه را میبینم بر اساس نگاه و تجربه خود بازتاب میدهم تا شاید کمکی باشد به درک واقعیتر تحولات بسیار مهم و تاریخساز روز. پیشگو نیستم و پیشگویی نمیکنم. سناریوهای محتمل و قابل تحقق را تحلیل و ترسیم میکنم بر اساس فکتها و واقعیات. از من گذشته که کنشگر سیاسی و هواد��ر جریانهای سیاسی شوم. تحلیلهایم به مذاق یکی خوش میآید و دیگری بدش میآید. تقصیر من نیست. 😂
ترامپ: تاکتیک مذاکره و فشار؛ بازی ترامپ چه اهدافی را دنبال می کند؟ (۱۷ دقیقه)
ادامه بحثهای قبلی است درباره مذاکرات دولت ترامپ با جمهوری اسلامی. به شایعات و گمانهزنیهای رایج در این چند هفته پرداختم که اهداف ترامپ از این مذاکرات، و شایعات پیاپی درباره توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، چیست.
اهداف ترامپ از اشاعه شایعه توافق قریبالوقوع با ایران را در دو دسته توضیح دادم: اهداف داخلی و اهداف معطوف به ایران.
تصور میکنم توضیحاتم را در ویدئو بشنوید بهتر است تا خلاصهای از آن که در اینجا درج کنم.
https://t.co/psCkNKwhfk
عملیات شاخه نفوذ موساد در جنگهای آمریکا و اسرائیل با ایران
گزارش روزنامه اسرائیلی «اسرائیل هیوم» درباره فعالیت موساد در ایران، که بر پایه گفتگو با رئيس «شاخه نفوذ» موساد بنا شده، اهمیت فراوان دارد. به این دلیل فایل پیدیاف ترجمه دقیق فارسی آن را منتشر میکنم. انتشار این گزارش بدان معنا نیست که مطالب آن مورد تأیید من است. مطالب فراوانی میتوان گفت درباره نقش شبکههای همکار، نه تابع، موساد در ایران. بعلاوه، پذیرفتنی نیست که عملیات نفوذ در زمان ریاست بارنیا و به تبع «اصلاحات» او آغاز شده باشد. حتماً اصلاحات و تغییراتی بوده ولی تاریخچه فعالیت موساد در ۴۷ س��له حیات جمهوری اسلامی بسیار فراتر از دوران ریاست بارنیا است.
فایل پیدیاف فارسی در آدرس زیر:
https://t.co/SyTJA9Wy3u
Secret Mossad branch revealed: 'We are not done with Iran. We are just getting started'
When David (Dadi) Barnea became Mossad chief, he established another arm to destabilize Iran. Now the head of the branch, O., reveals what happened behind the scenes: how senior regime officials are forced out from the outside ("it is cheaper than eliminating them"), and why there is still good reason to believe the regime will fall.
By tay lnai
Israel Hayom, May 28, 2026
https://t.co/qKT4X5NW4G
افشای شاخه مخفی موساد: «کار ما با ایران تمام نشده؛ تازه شروع کردهایم»
هنگامی که دیوید (ددی) بارنیا رئیس موساد شد، بازوی دیگری برای بیثبات کردن ایران تأسیس کرد. اکنون رئیس این شاخه، که با نام مستعار "O" شناخته میشود، آنچه در پشت پرده رخ داده است را فاش میکند: چگونه مقامات ارشد رژیم از بیرون مجبور به کنارهگیری میشوند («این کار ارزانتر از ترور آنهاست»)، و چرا هنوز دلیل خوبی برای باور به سقوط رژیم وجود دارد.
نوشته تای لنعای
اسرائیل هیوم، پنجشنبه ۲۸ مه ۲۰۲۶ [۷ خرداد ۱۴۰۵]
طرح نتانیاهو برای انتقال لوله گاز خلیج فارس از بنادر اسرائیل به اروپا. انسداد تنگه هرمز عامل اصلی بود در مقبولیت این طرح و منطبق با خواست نتانیاهو.
نتانیاهو:
در نتیجه بحران نفتی، جهان منابع انرژی خود را متنوع کرد. آنها در مکانهای جدیدی نفت پید�� کردند و مسیرهای تأمین جدیدی ایجاد کردند.
این همان اتفاقی است که در اینجا نیز رخ خواهد داد. من همین حالا به شما میگویم: آنها شروع به جستجو برای خطوط لوله انرژی خواهند کرد که به جای عبور از خلیج [فارس]، به سمت غرب حرکت کنند.
و ما این فرصت را داریم که در آن مسیر به سمت مدیترانه قرار بگیریم.
Netanyahu:
As a result of the oil crisis, the world diversified its energy sources. They found oil in new places and created new supply routes.
That is what is going to happen here as well. I’m already telling you: they will begin searching for energy pipelines that move westward instead of through the Gulf.
And we have an opportunity to be on that route to the Mediterranean.
ترامپ به بهانه حوادث دیروز (۲۷ مه/ ۶ خرداد) آتشبس را نقض نمیکند. میخواهند تا پایان انتخابات میاندورهای (۳ نوامبر/ ۱۲ آبان) این وضع را حفظ کنند و همزمان منتظر بمانند تا فروپاشی از درون کامل شود. تصورم این است.
یک احتمال این است که نتانیاهو با سکوت شش ماهه ترامپ همراه باشد تا در این مدت، که مقامات نظام خطری از جانب حمله نظامی یا ترور احساس نمیکنند، تعارضات درونی اوج بگیرد و جمهوری اسلامی را به فروپاشی از درون نزدیکتر کند.
احتمال دیگر این است که اسرائیل به تنهایی، و در هماهنگی با آمریکا، به اقدامات خود، از جمله لایهبرداری مقامات از طریق ترور افرادی که مانع تحقق طرح هستند، ادامه ��هد و راه را هموارتر کند.
بدینسان، جمهوری اسلامی قریب به شش ماه فرصت یافته تا با وضعیت انقلابی داخلی دستوپنجه نرم کند؛ یا با روشهای پیشین وخامت اوضاع را تشدید خواهد کرد و به سوی سقوط خونین خواهد رفت، یا با گذار از پارادایم ۴۷ ساله گذشته تلاش خواهد کرد فاصله خود را با توده ناراضی کم کند شاید راهی برای گذار آرام یا کمتر خونین و پیوند میان ساختار کنونی با ساختار سیاسی آینده بیابد.
احتمال دوم را بسیار اندک میدانم به دلایلی که گفتهام و خواهم گفت. به گمانم، در این شش ماه در بر همان پاشنه خواهد چرخید مگر تحولات جدیدی رقم بخورد و صحنه دگرگون شود.
ترامپ و ایران؛ جنگ یا سازش؟ ترامپ و تغییر پارادایم در نظم جهانی (۲۵ دقیقه)
مباحث این ویدئو در دو بخش است که ��کمل یکدیگرند.
در بخش اول، به نگرانی روزهای اخیر پرداختهام به دلیل شایعات فراوان دال بر توافق ترامپ با جمهوری اسلامی. این شایعات فضای نومیدی و اعتراض گسترده علیه ترامپ پدید آورد که تا امروز ادامه دارد.
گفتم که به دو دلیل توافق میان ترامپ و جمهوری اسلامی غیرمحتمل است:
اول، شکاف گسترده و ژرف میان خواستهای ترامپ و جمهوری اسلامی که پرشدنی بنظر نمیرسد.
دوم، فقدان رهبری متمرکز و کاریزماتیک و به تبع آن فقدان یکدستی و هماهنگی در میان مسئولان جمهوری اسلامی که سبب میشود کسی نتواند به توافق دست زند حتی اگر به آن باور داشته باشد. این عامل سبب میشود که هرگونه توافق از سوی بدنه پیروان جمهوری اسلامی دفع شود و این اقدام برای کسی که به آن دست زده در حکم خودکشی است.
بخش دوم از دقیقه ۱۰:۵۴ آغاز میشود. در این بخش تصویر خود از ترامپ را بیان کردهام که متفاوت است با تصویر چیپ و مبتذلی که از او در رسانههای جریانهای مخالفش ترسیم شده و به رسانههای فارسی نیز راه یافته است. گفتم که ترامپ شخ��یت توانمند و زیرکی است که برغم موانع فراوان، از جمله رقبایی چون جب بوش که مورد حمایت کیسینجر بود، توانست خود را بعنوان نامزد حزب جمهوریخواه بر این حزب تحمیل کند و سپس حزب دمکرات را در انتخابات ریاستجمهوری شکست دهد. در دور دوم نیز، ترامپ در زیر فشار سنگین قضایی توانست بار دیگر به مسند ریاست جمهوری دست یابد. این موارد شخصیتی فراتر از نرم متعارف سیاستمداران آمریکایی و غیرآمریکایی را نشان میدهد.
افزودم که ترامپ در کار تغییر پارادایمی است که پس از جنگ جهانی دوم و در دوران ۴۵ ساله «جنگ سرد» شکل گرفته و اکنون به فرسودگی کامل و پایان حیاتش نزدیک شده. این تغییر پارادایم، به معنی گذار به نظم جدید جهانی بویژه در اروپا و خاورمیانه، نیاز تمدن آمریکایی بود و تحقق آن به شخصیتی خاص نیاز داشت. اکنون ما در کوران این تغییر قرار داریم و ترکشهای تخریب بنای گذشته را حس میکنیم بدون آنکه چشمانداز آینده را ببینیم.
در مورد تأثیر جنگ ایران بر جامعه آمریکایی نیز ��وضیح دادم. گفتم که اول، در مورد تأثیر تورم کنونی ناشی از جنگ در آمریکا نباید اغراق کرد. میانگین افزایش بنزین در آمریکا به دلیل جنگ تنها حدود ۴۰ تا ۴۲ سنت در لیتر (۱.۵۲ تا ۱.۵۸ دلار در گالن) است. دوم، اندوخته بخش مهمی از جامعه آمریکایی از طریق صندوقهای بازنشستگی در بازار بورس در گردش است و به این ترتیب بخش قابل توجهی از آمریکائیان از افزایش سهام کمپانیهای انرژی و تسلیحاتی، و درواقع از وضع کنونی، سود مالی میبرند.
https://t.co/4clYDQoVk1
بزرگترین رویداد ورزشی جهان، که تا چند روز دیگر در ایالات متحده آغاز میشود، جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ (FIFA World Cup) است. این رویداد پنجشنبه، ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶/ ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ آغاز میشود و یکشنبه، ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶/ ۲۸ تیر ۱۴۰۵ پایان مییابد.
به این ترتیب، به احتمال زیاد، در مقطع زمانی فوق جنگ رخ نخواهد داد و با مذاکرات سرگرم خواهیم بود.
در کانال منتسب به مشاوران نزدیک به آقای قالیباف درباره نتایج سفر بیسروصدای هیئتهای ایرانی و آمریکایی به ��وحه آمده است:
«در سفر محمدباقر قالیباف به قطر هیچ گفتوگویی درباره مواد غنی شده ایران انجام نشده و ایران در این مرحله هیچ تعهدی در این باره را نخواهد پذیرفت. گفتوگوها، بر آزادسازی رقم بزرگی از داراییهای ایران از جانب امریکا متمرکز است.»
https://t.co/cU2DOBICIl
مشکل اینجاست که نه قالیباف، نه پزشکیان و نه هیچ فرد دیگر از مسئولان بلندپایه نظام جرئت نمیکنند به توافق نهایی با آمریکا برسند و به فرض که چنین جسارتی داشته باشند فاقد پذیرش در میان سایر مسئولان و بدنه نیروهای مدافع جمهوری اسلامی هستند.
تنها فردی که چنین توانایی و مقبولیت برای پایان دادن به تخاصم با آمریکا داشت آیتالله خامنهای بود. او میتوانست، از جمله با ذکر نمونههایی از تاریخ صدر اسلام، صلح یا تسلیم را تئوریزه و برای پیروانش قابل پذیرش کند ولی چنین نمیکرد. به این دلیل در آغاز جنگ چهل روزه حذف شد تا شاید در ردههای بعدی چنین امکانی پدید آید.
این عدم جسارت، و عدم مقبولیت و پذیرش، پایان یافتن جنگ از طریق مذاکره را منتفی میکند و تداوم جنگ تا نتیجه نهایی را الزامی و قطعی مینمایاند.
نقش حسن آیت در وارد کردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی نظر مهندس عزتالله سحابی بود که در متن حوادث قرار داشت و نظر معتبری محسوب میشود.
از نظر من، جریانی متصل به سرویسهای اطلاعاتی و کانونهای مخفی بریتانیا، نه دولتهای رسمی وقت بریتانیا و آمریکا یعنی دولتهای کالاهان و کارتر، در پی استقرار یک نظام دینی ضد کمونیستی در ایران بودند برای جلوگیری از توسعه شوروی در منطقه. سوق دادن روحانیون و پیروان آیتالله خمینی به سوی استقرار این نظام مورد نظر آنان با این رفتار جریان فوق همخوان است هرچند تمایل ایدئولوژیک خود این جریان اسل��مگرای پیرو آیتالله خمینی و شیفتگی آنان به مدل حکومتهای ایدئولوژیک توتالیتر نقش اصلی داشت.
در مورد حسن آیت پیوند قدیمی او با حزب زحمتکشان و ارتباطات پنهان او با مظفر بقایی در ایران دوران مستند است. اضافه کنم که در دانشگاه علم و صنعت نیز دانشجویی بنام محمود احمدینژاد ��ز طریق استادش ابراهیم اسرافیلیان (اهل نجفآباد) بهمراه سایر دانشجویان تابع اسرافیلیان همین خط سیاسی را شروع کردند با انتشار نشریه «جیغ و داد». اسرافیلیان نیز از اعضای قدیمی حزب زحمتکشان و از پیروان مظفر بقایی بود.
اگر توافقی صورت بگیرد، موقت و گذرا است. ماجرا کلانتر و فراتر از ترامپ است. آمریکا اگر منطقه خلیج فارس را به هاب هوش مصنوعی خود تبدیل نکند، چین، حداکثر ده سال دیگر، در این زمینه قدرت اول خواهد بود و این افول آمریکا ادامه خواهد داشت. آمریکا ناچار است بازآرایی منطقه خلیج فارس را تحقق بخشد.
Trump’s strategy of protracted warfare is calculated to maximize collateral dividends: securing a $1.5 trillion 2027 defense budget and positioning U.S. energy corporations to dominate the European gas market, while leveraging energy pressure to empower far-right factions like Germany's AfD, France's National Rally, and Reform UK. Conversely, the Islamic Republic and its loyalists remain oblivious, ensnared by their own ideological narrative and strategic myopia.
هم ادعای جنجالی دادن اسلحه به کردها برای ورود به ایران و هم ادعای جنجالی دیروز درباره احمدینژاد نادرست بنظر میرسد. کردها حداکثر بتوانند دو سه هزار نیروی مسلح وارد ایران کنند. بیش از این بضاعت ندارند. با این نیرو چه میتوانند بکنند؟ بعضی مطلعین محلی نیز همین را نوشتند پس از جنجالی که ترامپ درباره کردها درست کرد؛ ادعایی که ثابت نشده است.
منکر غیرعادی بودن رفتار و عملکرد احمدینژاد، در دوران ریاستجمهوری و پیش و پس از آن، نیستم ولی ماجرا نمیتواند به این شکل باشد که نیویورک تایمز عنوان کرده. در وضع فعلی احمدینژاد شانسی برای به دست گرفتن رهبری موج ضد جمهوری اسلامی ندارد و نمیتواند «آلترناتیو» باشد؛ هم به دلیل جایگاهش در جامعه، هم به دلیل پایگاهش در نیروهای مدافع جمهوری اسلامی. حدا��ثر، در شرایط مناسب بتواند به نیروی سیاسی قابلاعتنایی تبدیل شود ولی نه نیروی غالب و رهبریکننده.
دو جنجال فوق میتواند با این هدف باشد: خیال جمهوری اسلامی راحت شود که پلن براندازی همین بوده؛ شکست خورده و تمام شده، و به این ترتیب احساس غرور و اطمینان خاطر ایجاد شود.
گزارش چهارشنبه نیویورک تایمز این فرضیه را دنبال میکند که گویا در طرح براندازی آمریکا و اسرائیل، پس از حذف رهبری و سایر مقامات عالی، باید احمدینژاد به قدرت میرسید ولی این طرح شکست خورد.
برای کسانی که شکاف عظیم میان مردم ناراضی و مقامات کنونی و پیشین جمهوری اسلامی را میشناسند، فرضیه فوق پذیرفتنی نیست. در فضای ایران ۱۴۰۴ به بعد احمدینژاد کمترین شانسی برای به دست گرفتن قدرت نداشت حتی اگر در قامت اپوزیسیون تماموکمال برانداز ظاهر میشد. غیرمحتمل میدانم که کارشناسان اسرائیلی با این روانشناسی مردم آشنا نباشند و در طرح خود فردی را نامزد کنند که با اقبال مواجه نمیشد.
https://t.co/fFfNtFiLkE
اول، من هیچگاه تعبیر کلی مثل «غرب» به کار نمیبرم بعنوان عامل برنامهریزی. از چنین کلیگوییهایی بیزارم و پرهیز میکنم. همیشه تأکیدم بر کانونهای م��لی- سیاسی دارای اسم و رسم بوده. هم در تاریخ قرون نوزدهم و بیستم هم در تحلیل تحولات روز.
دوم، وقتی چنین تحلیلی عرضه میکنم اسم و رسم دارد و مشخص است از که میگویم و چرا.
سوم، مردم و عاملیت آنان و جمهوری اسلامی و غیره بحث دیگری است که در جای دیگر مطرح کرده و میکنم. مقالات و مصاحبههای فراوان دارم در زمینه تحولات اجتماعی و نظری. میتوانید به فهرست کارهایم در وبسایتم مراجعه کنید.
@bob2n22 فکر نکنم این معنا را بدهد. درواقع، ایده جدیدی پیدا کردند برای حفاظت از دیتاسنترها. اصل برنامه تغییر نمیکند مثل نیاز به گاز ایران در پارس جنوبی برای هلیوم آن.
آنچه لری فینک از جنگ ایران آموخت
ایجاد دژهای دیجیتال زیرزمینی در بیابانهای عربستان و امارات
قسمت اول از سه قسمت
در ۳- ۶ مه ۲۰۲۶/ ۱۳- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ کنفرانس جهانی میلکِن برگزار شد.
انستیتوی میلکن (Milken Institute) اندیشکده (Think Tank) اقتصادی مستقل غیرحزبی- غیرایدئولوژیک مستقر در سانتا مونیکا است. کنفرانس جهانی میلکن یکی از معتبرترین گردهماییهای سالانه جهان است که هر سال در بهار (معمولاً در بورلی هیلز، لسآنجلس) برگزار میشود. این کنفرانس رهبران برجسته از بخشهای مختلف (از جمله مدیران عامل شرکتهای بزرگ، سرمایهگذاران، سیاستمداران و دانشم��دان) را برای بحث درباره چالشهای جهانی مانند هوش مصنوعی، انرژی، سلامت، اقتصاد و امنیت گرد میآورد.
در کنفرانس ۲۰۲۶ لری فینک، مدیرعامل بلکراک، و بروس فلت، مدیرعامل بروکفیلد، سخنان مهمی بیان کردند که در این مقاله به آن میپردازیم.
بلکراک و منطقه خلیج فارس
بلکراک (BlackRock, Inc.)، که لری فینک ۷۳ ساله از بنیانگذاران و مدیرعامل آن است، بزرگترین کمپانی مدیریت سرمایه در جهان است که اکنون حدود ۱۴ تریلیون دلار دارایی را اداره میکند. از اینرو، در رسانهها از فینک با عنوان قدرتمندترین شخصیت مالی جهان یاد میکنند.
۱۴ تریلیون دلار معادل ۴۵.۵ درصد (تفریباً نیمی) از تولید ناخالص داخلی ۳۰.۸ تریلیون دلاری ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ است. بعبارت دیگر، اگر بلکراک کشور بود سومین اقتصاد بزرگ جهان، پس از آمریکا و چین، محسوب میشد. این حجم عظیم دارایی به بلکراک اجازه میدهد تا در تمامی کمپانیهای بزرگ، از اپل و انویدیا تا غولهای نفتی و تسلیحاتی، حق رأی و قدرت تصمیمگیری داشته باشد.
بیش از نیمی از دارایی ۱۴ تریلیون دلاری تحت مدیریت بلکراک، مستقیم یا غیرمستقیم، پسانداز شهروندان آمریکایی در صندوقهای بازنشستگی ��ست. در پایان سال ۲۰۲۵ مجموع دارایی بازنشستگی آمریکا ۴۹.۱ تریلیون دلار گزارش شده که حدود ۱۵۸ میلیون نفر از جمعیت ۲۷۶٫۸ میلیون نفری، یعنی ۵۷.۱ درصد، بزرگسالان آمریکا را شامل میشود.
بلکراک علاوه بر صندوقهای بازنشستگی داراییهای طیف وسیعی از نهادها و افراد و حتی دولتها را مدیریت میکند. بسیاری از دولتها، بویژه در منطقه نفتخیز خلیج فارس (بویژه عربستان سعودی و ابوظبی) و همچنین کشورهای شرق آسیا (حتی چین)، بخش بزرگی از ذخایر ارزی و ثروت ملی خود را برای سرمایهگذاری در بازارهای جهانی به بلکراک و کمپانیهای همکار، بویژه وانگارد و استیت استریت، میسپارند. بعلاوه، بلکراک از طریق بورس سهام صندوقهای قابل معامله خود را میفروشد و هر کس این سهام را بخرد درواقع بخشی از دارایی خود را به مدیریت بلکراک سپرده است.
در دو سه سال اخیر، بلکراک حضور خود را در منطقه خلیج فارس (بویژه عربستان سعودی و امارات) به شدت گسترش داده و بر تولید انرژی پاک و گاز طبیعی و زیرساختهای دیجیتال تمرکز کرده است. در چشماندازی که بلکراک ترسیم کرده است، منطقه خلیج فارس به دلیل انرژی ارزان، سرمایه فراوان و ت��هد سیاسی، به هاب مهم هوش مصنوعی جهان تبدیل خواهد شد. بلکراک این سرمایهگذاری را «فرصت نسل» (generational opportunity) میداند و لری فینک و تیم مدیریت بلکراک بارها بر اهمیت خاورمیانه در زنجیره تأمین جهانی هوش مصنوعی تأکید کردهاند.
بروکفیلد و زیرساختهای هوش مصنوعی
بروس فِلَت ۶۰ ساله مدیرعامل بروکفیلد کورپ (Brookfield Corporation) است؛ کمپانی کانادایی مستقر در تورنتو با بیش از ۱۲۵ سال سابقه که یکی از بزرگترین شرکتهای مدیریت دارایی در جهان بشمار میرود. این کمپانی مدیریت بیش از یک تریلیون دلار آمریکا را به عهده دارد. بروکفیلد یکی از پیشروترین سرمایهگذاران در زیرساخت��های هوش مصنوعی، مراکز داده، انرژی و بازسازی اقتصاد جهانی است. بروس فلت بارها تأکید کرده که جهان در حال «بازسیمکشی» (Rewiring) برای اقتصاد جدید مبتنی بر هوش مصنوعی است و بروکفیلد میخواهد در تأمین سرمایه برای این تحول نقش مهمی ایفا کند.
بروکفیلد مشارکت در گراندپلن توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی در منطقه خلیج فارس را در ماههای اخیر، برغم درگیریهای منطقه، با پروژه سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری با کویت (نوامبر ۲۰۲۵) و سرمایهگذاری مشترک ۲۰ میلیارد دلاری با قطر (دسامبر ۲۰۲۵) آغاز کرده است.