واقعا مورد تمسخر و اهانت به کشور عزیز نروژ است، که رئیس مجلس این کشور که یکی از بهترین دمکراسی های جهان است ، با نبیره ونوه رضا شاه جنبش مشروطیت نابود کننده و محمد رضا شاه دیکتاتور تک حزبی، مصدق و دکتر فاتمی کش یعنی مشروطه سلطنتی به دیکتاتوری پهلوی برده را چنین با خفت و خواری بملاقت میپذیرد، ننگ تاریخ و با معذرت که مردم این کشورعزیزمان.
این متن را در حالی مینویسم که ماههاست آزادی بیان و آزادی رسانه«گرچه هرگز نداشتهایم» به بهانهی جنگ، به شدیدترین شکلِ ممکن سرکوب شده، و فقر نیز از زمین و آسمان بر سر مردم میبارد:
بعد از شرافت، هیچ چیز با ارزشتر از جان انسانها نیست.
جنبشِ باشکوه و سربلندِ «زن زندگی آزادی» برای عدالت، آزادی و کرامتِ انسانی جنگید، آن هم در عصری که عطشِ پول و شهرت و قدرت، چشم و معرفت را از انسانها ربوده.
حالا هنوز هم بازماندگانی از این جنبش در زندان هستند و چهار نفر از آنها به حکمِ ناعادلانه و ضدبشریِ اعدام محکوم شدهاند.
«میلاد آرمون/نوید نجاران/مهدی ایمانی/سید محمدمهدی حسینی».
شرافتِ ما حکم میکند در مقابل این بیعدالتی بایستیم.
جریان سلطنت طلبی در شکل کنونی و به رهبری رضا پهلوی، تمام مشخصات یک جریان فاشیستی را دارد.
هر کس که در اینباره سکوت و اغماض کند، به وجدان خود و به تعهدات ملی اش خیانت میکند.
��ر آلمان با تیشرت ساواک رژه میروند و در لندن سیاهپوشان فاشیستی به سردمداری بهنام ترکه گارد جاویدان راه انداخته اند.
در مونیخ در حضور شاهزاده شعار فاشیستی یک ملت، یک پرچم یک رهبر را فریاد میزنند و در نفرت پراکنی و تلاش برای ارعاب مخالفان، از همه مرزهای سرخ عبور کرده اند.
جریانی که با حمایت مالی، سیاسی و رسانهای دولت اولترا دست راستی نتانیاهو، در سودای کسب قدرت در ایران است.
#فاشیسم_عریان
دقیقا. دیدم دوستانی حمله کردهاند که تو داری مجاهدین را «سفیدشویی» میکنی! من اتفاقا دارم امکان شناخت و تشخیص را برای عموم فراهم میکنم. سانسور که برداشته شود، اگر سفید باشند یا سیاه، خود را نشان میدهند. من چیزی را تغییر نمیدهم. منتها خیلی با فرهنگ دموکراتیک فاصله داریم و باید بکوشیم رسوبات استبداد صدساله را بزداییم.
وقتی opening/شروعِ برنامهی «میدان» را میساختیم اصرار داشتم که جملهی تکاندهندهی «سپهر بابا کجایی؟» در آن گنجانده شود.
��یخواستم هرگز از یادمان نرود که چه شد. میخواستم این جمله هر بار مثل سیلی بخورد توی صورتمان، نگذارد خوابمان ببرد، نگذارد فراموش و عادت کنیم. میخواستم این لحظهای باشد علیه فراموشی.
در این مدت، بعضی از مخاطبان گفتهاند: «این جمله را بردارید؛ قلبمان هر بار از شنیدناش فشرده میشود».
باید بگویم به قربان قلبِ خوبِ شما اما راستش هدف من دقیقا همین بوده؛ همین که قلب همهمان هر بار فشرده شود؛ همین که هر بار، لحظهای به یاد آوریم؛ مخصوصا در این روزها که گروهی نسبت پدران زندانی را با فرزندانِ جانباختهشان تحقیر میکنند!
#یادآر
دیروز که نوشتم رضا پهلوی شهروند آمریکاست و سندش را منتشر کردم، توقع چنین موجی از واکنش را نداشتم. ظاهرا کسی توقعش را نداشته.
به قول دوستی که واتساپ من را به جای توییتر خودش استفاده میکند:
«آقا تصور کن رهبر گروهی که خودش را ملیگرا مینامد، شهروند کشوری است که همین چند وقت پیش کشورش را بمباران کرده. من از تناقض جر خوردم.»
در ایالت مریلند فقط اتباع آمریکا حق رای دارند. شهروندی آمریکایی رضا پهلوی جای هیچ سوالی نمیگذارد. سند روی میز است.
از دیروز که گشتم، به نکتهای رسیدم که ماجرا را از یک تناقض سیاسی، به یک پروندهی سوگندشکنی تمامعیار تبدیل میکند.
سوگند اول: ۹ آبان ۱۳۵۹. کاخ قُبه قاهره.
رضا پهلوی در روز تولد بیستسالگی، خودش را «رضا شاه دوم» اعلام کرد و سوگند پادشاهی خورد. زیر پرچم سهرنگ شیر و خورشید، رسما متعهد شد زندگیاش را وقف خدمت به ایران کند، از استقلال و حاکمیت کشور دفاع کند، حقوق ایرانیان را پاس بدارد و برای وحدت ملی بکوشد. تمام میراث سلطنتیای که این آقا چهل و چند سال است سرلوحهی هر بیانیهاش میکند، روی همین سوگند بنا شده.
سوگند دوم: سالها بعد. خاک آمریکا.
طبق بند ب ماده ۱۴۴۸ عنوان ۸ قوانین ایالات متحده، هر متقاضی تابعیت که عنوان موروثی یا اشرافی خارجی ��اشته، باید هنگام سوگند تابعیت رسما از آن دست بکشد و این انصراف در پرونده ثبت شود.
متن سوگندی که رضا پهلوی به زبان آورده و زیرش امضا گذاشته، این است:
«بدینوسیله با سوگند اعلام میکنم که مطلقا و به طور کامل از هرگونه وفاداری به هر شاهزاده، قدرتمند، ایالت یا حاکمیت خارجی که تاکنون تابع یا شهروند آن بودهام صرف نظر میکنم و دست میکشم؛ از قانون اساسی و قوانین ایالات متحده آمریکا در برابر همه دشمنان، خارجی و داخلی حمایت و دفاع خواهم کرد؛ به آنها ایمان و وفاداری واقعی خواهم داشت؛ در صورت لزوم قانون، به نمایندگی از ایالات متحده اسلحه حمل خواهم کرد... این تعهد را آزادانه و بدون هیچ ملاحظه ذهنی یا قصد طفره رفتن میپذیرم؛ پس خدا به من کمک کند.»
حالا این دو سوگند را کنار هم بگذارید.
در یکی، متعهد شده با تمام وجود از حاکمیت و استقلال ایران دفاع کند. در دیگری، متعهد شده مطلقا و کامل از هرگونه وفاداری به هر حاکمیت خارجی (که برای آمریکا، ایران یکی از آنهاست) دست بکشد و در صورت لزوم برای آمریکا اسلحه به دست بگیرد.
این دیگر تناقض سیاسی نیست. دو قسم رسمی است که سر همدیگر را میخورد. نمیشود همزمان حافظ حاکمیت ایران بود و رسما زیر سوگند گفت دیگر هیچ وفاداری به ایران ندارم.
پس یکی از این دو سوگند، قطعا دروغ بوده. سوال فقط این است: کدام؟
اگر سوگند پادشاهی ۱۳۵۹ راست بوده: پس سوگند تابعیت آمریکا دروغ بوده. یعنی این آقا برای گرفتن تابعیت ایالات متحده، در روز روشن، رو به پرچم آمریکا، با اسم خدا، دروغ گفته. این طبق قانون خود آمریکا میتواند مبنای ابطال تابعیت باشد. یعنی شهروندی آمریکایی ایشان، ساختمانی است که روی پنهانکاری از یک دولت بیگانه بنا شده.
اگر سوگند تابعیت آمریکا راست بوده: پس سوگند پادشاهی دروغ بوده. آن «وارث بهحق تخت سلطنت ایران» که چهل و چند سال است سرلوحهی هر بیانیهاش مینشیند، تاریخمصرفگذشته است. خودش در دادگاه فدرال آمریکا، با امضا، از آن دست شسته. تمام آن آیین ولیعهدی و مدعی پادشاهی، نمایشی است که خود بازیگر اصلی پشت صحنه برگهی انصرافش را امضا کرده.
راه سومی وجود ندارد.
حالا تسلیت رسمی برای آن سه سرباز آمریکایی، و چاکری پشت چاکری برای ترامپ، معنی واقعیاش معلوم میشود. این تشریفات نبود. اجرای متن همان سوگند دوم بود.
این تناقض را خود سنت سلطنتی هم تایید میکند. در خاندانهای سلطنتی اروپایی، وفاداری دوگانه با ادعای تاج و تخت ناسازگار است. مدعی جانشینی، تعهد ��اکمیتی به قدرت بیگانه نمیدهد. این یک اصل پذیرفتهشده است، نه سلیقه شخصی.
پس بگذارید روشن بپرسیم: این آقا که دنبال تکه استخوانی از ترامپ است و سوگند وفاداری به آمریکا را پای امضایش گذاشته، و از طرف دیگر مدعی رهبری جنبش ملیگرای ایرانی است، کدام طرفش راست است؟ ملتی که چهل و چند سال در آرزوی استقلال و عزت ملی سوخته، باید سرنوشتش را به دست کسی بسپارد که خودش، زیر دو سوگند متناقض را امضا کرده؟
#فرقه_پهلوی
#از_دموکراسی_بگو
قتل حسام علاءالدین.
چون یکی از اعضای این خانواده از آشناهای ماست، لازمه یه روایت دقیقتر بگم؛ چون خیلی از چیزهایی که منتشر شده، غلط یا ناقصه.
ماجرا از چند هفته پیش شروع شده. دهها نفر نیروی امنیتی به خونه حمید، برادر حسام، در یکی از برجهای کامرانیه حمله میکنن، با «بهانه» داشتن اینترنت استارلینک. حمید مقاومت میکنه، درگیری میشه و یکی از مأموران به پاش شلیک میکنه.
حمید رو با دستبند به بیمارستان منتقل میکنن. وقتی خانواده و حسام برای ملاقات میرن، تمام موبایلها و وسایلشون رو میگیرن و فقط با همین شرط اجازه دیدار میدن. در نهایت همه وسایل رو پس میدن جز موبایل و وسایل حسام.
لازمه بدونید این خانواده، با وجود مذهبی بودن، مخالف صریح جمهوری اسلامی بودن و اینو بدون ترس هم بیان میکردن. حمید و حسام، پسران یکی از سه برادران متمول علاءالدین هستن و عموی بزرگشون رضا علاءالدین، مالک پاساژ علاءالدینه.
حسام بازداشت میشه و در بازجویی بهشدت تحت فشار و شکنجه قرار میگیره. بعد از مدتی، او رو جلوی خونهاش/ یا داخل لابی رها میکنن اما همونجا، مقابل چشمان دو دختر دوقلوی کوچکش، با باتوم مورد ضرب و شتم قرارش میدن.
همسایهها چراغها رو خاموش میکنن و شروع به شعار دادن علیه حکومت میکنن. در مقابل، مأموران فریاد میزدن: «هرچی دارید از صدقهسری نظامه.»
درگیری بالا میگیره. حسام رو دوباره میبرن و این بار، به خانواده زنگ میزنن که برای تحویل گرفتن جنازه بیان.
واقعیت تلخه: به نظر میرسه پشت این ماجرا فقط «امنیتی» نیست. ��حث، مصادره و تصاحب امواله. و چه کسانی هدف بهتری هستن؟ ثروتمندانی که با حکومت همراه نیستن. مثل علاءالدینها و ساعدی نیاها… قبلتر هم نمونههاش رو دیدیم.
وگرنه استارلینک رو خیلیها دارن. @FardadFarahzad @NewshaSaremi
کسیکه در عصر ارتباطات جلوی دوربین و بدون خجالت دروغ میگوید که من پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی از مردم نخواستم به خیابان بیایند، من خواهان حمله نظامی نبودم، ۵۰ هزار سپاهی و ارتشی ریزشی به من پیوسته اند و دهها دروغ دیگر، این فرد، یک شارلاتان، فرصت طلب، در سودای قدرت و دیکتاتوری است.
🆘 #فوری
▪️زندانیان سیاسی محبوس در زندان قزلحصار که شب یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ بعد از ضرب وشتم و انتقال به سلولهای انفرادی واحد۳ دست به #اعتصاب_غذا زدند.
▪️این یورش رژیم و تخلیه بند زمینه ساز اعدام ۴زندانی سیاسی مجاهد خلق بود.
▪️صدای زندانیان سیاسی محبوس در زندان قزلحصار باشیم
به باور من، رضا پهلوی با انتخاب شیرین عبادی اشتباه کرد. من در ۲۳ سال گذشته عبادی را دنبال کرده ام. به همان آسانی که با پهلوی همکاری میکند، به همان آسانی هم در اولین پیچ، از وی جدا میشود.
هیچ پرنسیب و چهارچوبی ندارد.
سال ۲۰۰۶ یعنی دوره احمدی نژاد به لندن رفت و به دعوت سازمان کاسمی، لابی مثلا ضد جنگ رژیم، در متینگ آنان شرکت کرد و از برنامه هسته ای و غنی سازی دفاع کرد.
بعد به نیویورک آمد و بهمراه هوشنگ امیر احمدی به دیدار یا بهتر بگویم دستبوسی جواد ظریف نماینده رژیم در سازمان ملل رفت.
بعد، یک کتاب نوشت و نایاک برای تبلیغ کتاب یک میهمانی داد که ایشان نیز شرکت داشت.
این سریال را دنبال کنید و منتظر چرخش بعدی ایشان همراه با وزش باد باشید.
تیتر خبر اینترنشنال را ببینید: "اعلام حمایت زندانیان سیاسی دهه شصت".
در واقع، دهها هزار نفر در دهه شصت ز��دانی شدند و فقط ده نفر از آنان با شاهزاده بیعت کرده اند.
این، تفاوت پروپاگاندا با خبر رسانی است.
اینترنشنال همین شیوه را در مورد تظاهرات در ایران اجرا کرده که گویا همه مردم ایران شاهزاده را صدا میزنند.
#قلم_بمزد
علی خامنه ای پلید ترین فرد در تاریخ ایران است.
در ۳۷ سال زمامداری، ایران را ویران و مردم را فقیر کرد. دهها هزار نفر را کشت، صدها هزار را زندانی و میلیونها نفر را آواره کرد. سه نسل را تباه کرد، بنیادگرایی را گسترش داد و منطقه را به خاک و خون کشید.
نفرین ابدی بر او باد.
#خامنهای کشته شد. قلب ملیونها ایرانی در سراسر ایران و جهان شاد شد.
شاید همه ما حسرت ندیدن محاکمه و مجازات او و دادخواهی خانوادههای بازمانده جنایات این دههها را با خود داریم اما بگذارید شادی کنیم که جهان بدون چنین دیکتاتورهای جنایتکاری، جای بهتری برای زیستن است.
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی