زنده یاد دکتر زرین کوب در کتابش تاریخ سرزمینم اینگونه مینویسد: بیش از یورش اعراب باران می آمد، میرقصیدیم. باد میوزید به خرمن گاه میریختیم و میرقصیدیم. تابستان و زمستان میشد جشن میگرفتیم و میرقصیدیم. خلاصه جشن بود و رقص بود و زندگی بود و خنده بود شادی. تیرگان بود و مهرگان بود و