بمن خیلیا پیام میدن میپرسن بهتری؟ نمیفهمم منظورشون چیه؟ چطور میتونیم بهتر باشیم بعد شش ماه سوگ و دوری و خفقان، وقتی حتی نشده کنار خونوادههامون باشیم. وقتی حتی خاکسپاری برادرم رو ندیدم و تو این ۶ ماه ۴ ماهش اینترنت قطع بوده حتی مامان بابامم ندیدم. وقتی تو غربت عزاداری کردیم و مدام انکار شدیم و مسخره شدیم! وقتی بالا سر پیکر برادرامون دعوای کی از همه بهتره بود بین مردم و دم زدن از دموکراسی و راههای نرفته روی خون برادرامون! وقتی هنوز قاتلان بر سر حکومت هستند و درحال آزار و شکنجه روحی روانی خونوادههامون! وقتی هرروزی که میگذره دلتنگی بیشتر میشه و بیشتر میفهمیم این بچهها دیگه برنمیگردن. وقتی میبینیم خیلیا دور و برمون به زندگی عادی برگشتن ولی زندگی ما تا ابد جهنم شده! کاش بفهمم چطور میشه شش ماه این چیزا رو زیست کرد و «بهتر» بود، بهتر شد؟؟!!
میپرسید حال ما چطور است؟ آیا ذره ای آرام شده ایم؟
آخ از درد بازماندهها، آخ از دل پر درد مادرها
خاکسپاری یک جانی، که برای ۵۰ روز بیشتر در قدرت ماندن عزیزانمان را قتل عام کرد، برای ما هیچ دردی رو کم نکرد
هیچ آرامشی به دلهامون نیاورد
هنوز جای بچههامون سر سفرههامون خالیه
هنوز جای خالی برادرم تو جایجای این شهر نفس میکشه
هنوز شبهامون با کابوس میگذره
کابوس کیسه، کابوس تیر تو پیشونی، کابوس التماس برای گرفتن پیکر بی جان، کابوس بیدار شدن با صدای اذان و از دست دادن
هنوز ترس از بیحرمتی به مزارهاشون و حتی پیکرهاشون زیر خاک، هر لحظه با ماست
نه، هیچ زخمی التیام پیدا نکرد.
این درد هنوز تازهست.
این زخم با خاکسپاری و حذف یک رهبر جانی بیرحم تسکین پیدا نکرد و نمیکنه
این درد تنها با نابودی کامل جمهوری اسلامی، قاتلان عزیزانمان و طرفداران و حامیانش شاید کمی آرام شود.
تا آن زمان زخم ما نه تنها کهنه نمیشود بلکه هرروز دردناک تر میشود.
برای برادرم
#احمد_خسروانی
"بچهی من نیازی به فاتحه نداره ... این رو جهت اطلاع همه میگم.
همهی عمرش رو درس خونده، درس داده ... فقط براش دست بزنید.
بچهی من حقش اینه که تشویقش کنید ..."
#نیما_پارسا