مامانم خانه دارِ. بابام مثل همیشه موقع دعوا بهش گفت تو از خونه بابات چی آوردی چه دست آوردی داری همچی مال منه، از این خونه تا ماشین. دیدم مثل همیشه مامانم ناراحت و ساکت شد و اینبار خودم جوابشو دادم گفتم اونی که مارو بزرگ کرد، سه نفر آدمو سی ساله سیر کرده، بخور بشور بساب 1/
همشون کار مامان بوده. ما رفتیم مدرسه بزرگ شدیم تو کجا بودی؟ ماشین و خونهتو بردار ولی ما مال مامانیم اینقدم داراییتو به رخش نکش. تو بدون اون زن هیچی نبودی. دیگم ازین به بعد حق نداری بهش همچین حرفی بزنی، تو بیرون زحمت کشیدی اون تو خونه پیر شده. هیچی نگفت دیگه. از کارم راضیم 2/
هر شب
هفت ماهی که باهمیم بجز چند روز، همشو گریه کردم
صبح چشامو با گریه باز کردم
سر نهار پیش بقیه گریه کردم
هوا تاریک شد گریه کردم
« تو گریه میکنی؟»
نه فکرشم نکن🙂🙂🙂