با دوستی هم سخن بودم؛ درباره برخی مسائل گفت و گویی شد تا رسیدیم به تفریحات و کارهای خردی که باعث شادی میشوند. به او یاد آور شدم که در این خاک مرده و خون آلود هیچ تفریحی جز غم کشیدن و انبار خشم نیست؛ آنقدر باید غم کشید و خشم کاشت تا زمان درو فرا برسد. با من موافق بود.