بچههای همسایه دعواشون شد، یکی به اون یکی گفت:
«تو نه تنها روانی هستی باید بری تیمارستان بستری شی، باید ببرنت دامپزشکی، چون گاوی»
دو ساعت بعدش داشتن باهم گلکوچیک میزدن.
من؟ دفعه بعد یکی اذیتم کنه، دیالوگ بچه رو حفظ کردم :)
حتی چمدونمم سبکتره اینبار، وسایل خوشگلام موندن خونه… چیزی که چندسال گمش کرده بودم و دنبالش بودم رو پیدا کردم، حس تعلق.
یه گرمایی وسط قلبم روشنه که هی لبخند میاره، بیدلیل، ولی واقعی.
وقتی بچه هستی برای اینکه پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله میکنند «اگر همه از بالای پل بپرند پایین، تو هم باید بپری؟» ولی وقتی بزرگ میشوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب میآید و مردم میگویند: «هی. همه دارن از روی پل میپرن پایین، تو چرا نمیپری؟»
#جزء_از_کل