در هر دوره ای از تاریخ غم وجود دارد اما همین که تصور میکنم شما دیگر وجود ندارید زیبا به نظر میرسد،هربار که دلایل شکست هایم را مرور میکنم امکان ندارد ردی از شما پیدا نشود،شما حتی شکست هارا هم تلخ تر کردید،اگر از شما در کتاب تاریخی گفته شود آن را آتش خواهم زد.
متن از:امیرطاها سلکی
صبحها از همه چیز متنفرم،از آدما، از هوا،از تخت، از کمد از صدای ماشینا، از بیدار شدن بقیه، از نفس کشیدن مجدد، از صدای کوفتی آلارم، از صبحانه خوردن،از روی تخت بلند شدن، از چک کردن گوشی، از صحبت کردن، از حاضر شدن از همه چی در صبح متنفرم.