یکی از چارتا ساختمونمون داره این ماه بسته میشه، منیجرم داره استعفا میده، اسیستنتمنیجرم حامله شده، بعد از بسته شدن ساختمون منشیامونو هم لیآف میکنن، فقط من موندم و حوضم.
چند وقت پیش بیضه یه بچه یکی دو ساله رو سونو میکردم
هم به شدت بی قرار بود و گریه میکرد هم گهگاهی چند قطره جیش میکرد همونجا
فقطم باباش همراش بود و نمیتونست هم بچه رو آروم کنه هم جلوی شاش بچه رو بگیره
منم که دیدم حساسه و ممکنه خیس شم
۱/
@3lebriti اون انسانو یه جزئی از سیستم کلی میبینن. هممونم همینیم. واسه همین کسی تورو سلبریتی خالی نمیبینه تورو “مهاجر فلان کشور” میبینه و سیستمهارو با هم مقایسه میکنه جای اینکه بشینه فکر کنه به جزئیات زندگی من و تو. همه هم مهاجرت رو هم انتخاب میبینن نه اجبار.
@3lebriti به نظر من دلیلش فانتزیایه که توی ذهن همه ماها بود و هست از “زندگی دیگر” و عدم قابلیت حس کردن قسمتهای بد و سخت. چیز دیگهای که وجود داره توی این دوران مقدار خشمیه که مردم جایی برای تخلیهش ندارن و همهچیز رو با این لنز خشم میبینن جای اینکه واقعا با یک انسان دیگه همدرد باشن