“هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو، بیباکتر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر “
#مولانا#Rumi
به سراغ خودم رفتم
دیدم سال هاست هر کس چیزی از من برداشته و رفته ؛
یکی اعتمادم را
یکی آرامشم را
یکی آن آدمی را که بیش از دوست داشتن بودم .
هر چه مانده بود از دست دیگران پس گرفتم
زیر بغل زدم و راه افتادم
هیچ کس نفهمید
آدمی وقتی واقعا میرود ،
دیگر در را به هم نمیکوبد
فقط چیزی را که متعلق به خودش بوده با خود میبرد
Darkness in my chest…
چه ترکیب قشنگیه جدی :)
وصف حال این روزاس.
من وقتی darkness زیاد شه تو وجودم ، حس میکنم هیچی سر جاس نیس.
& I feel darkness inside these days…
🧐 بدنم حتی نمیپذیره ! ری اکشن پوستی میده به این حجم از darkness
بعد دقت کردین یه سریا کلااااااا Dark هستن ، کمی در وقت اضافه غیرِ dark!
اینا چطوری نفس میکشن؟!؟!
Someone has awakened within me —someone who would not crumble even if the entire world turned its back. She has learned to be a root, not a vine dependent on a wall.
از دیار ممسنیام؛
جایی که تاریخش میان اسطوره و واقعیت نفس میکشد.
سرزمینی که در حاشیهی لشکرکشیهای اسکندر هم زیسته،
نه فقط در متنِ روایتها.
ساختار ایلی ما بر پیوند و استقلال محلی بنا شده؛
افتخار به چنین ریشههایی آسان است،
اما دشوارتر آن است که روایتها را از هیجانِ زمانه جدا کنیم.
بعضی نامها هویتاند —
و تاریخ را میشود ستود، اما نمیتونن آن را ساده کرد.
#ممسنی