عصری وقت دندون داشتم دکتر بی حسی رو زد بعد دید خیلی استرس دارم و دستام می لرزه آهن�� کُردی گذاشت و تا تموم شدن کار دندونم خودشم خوند باهاش …
چقد این کُردا نازن🥺
کاش همون سه سال قبل که بیمارستان وسط سالن غش کردم افتادم همه دورم جمع شدن همونجا تموم میکردم چرا تا الان زنده موندم و مجبورم به خاطر عزیزانم منتظر مرگ باشم و اختیاری برای تموم کردن این زندگی سگی ندارم