نظریه نامحبوب:
مردان ضعیف ، از زنان تحصیل کرده ، فرهیخته ، مستقل ، زنانی که فیلم ، موسیقی و شعر را میفهمند و قدرت تحلیل دارند ، زیر بار هر چیزی نمیروند و از حقوق انسانی خود باخبرند میترسند.
چیزی که توی «دوستی» ستایش میکنم آزادیه. یعنی از تو از هر قید و بندی از سمت من رها هستی اما دوباره و دوباره و دوباره انتخاب میکنی که به سمتم بیای و این احتمالا قشنگترین شکل ارتباطه.
جا داره یادی کنم از این جمله زیبای صادق جون هدایت:
زبان فارسی اگر هیچ نداشته باشد فحش آبدار زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم؟
مهم نیست که چه کسی دوستت داره یا بهت علاقمنده مهم اینه که چه کسی اون قدر شجاعت داره که ریسک کنه و هدفمند و پیوسته دنبالت بیاد و با تصمیمی آگاهانه بارها و بارها تورو انتخاب کنه و حرف و عملش با هم یکی باشه.
من هیچ وقت برای منفعت کنار آدما نبودم
خودم همهچیز داشتم
اگر بودم دوسشون داشتم
بعضیها انقدر برام عزیز بودن که
وقتی از چشمم افتادن
خودم بیشتر غصه خوردم.
سرو…
فقط یک درخت نیست. یک «حالت ایستادن» است. فرمی از بودن که انتخاب کرده خم نشود، حتی وقتی باد هست، حتی وقتی فشار هست. نه از سر لجاجت… از سر یک تصمیم درونی. سروی که در فرهنگ ایرانی دیده میشود، بیشتر از آنکه یک گیاه باشد، یک الگوی رفتاری است؛ الگویی از سکوت، وقار و ایستادگی.
تو کافه تنها نشسته بودم میز بغلی هم یه زن و شوهر نشسته بودن، مردک پس از کلی چشم چرانی موقع رفتن شمارهش رو گذاشت روی میز و رفت؛ و من دلممیخواست بشینم گریه کنم. نمیدونم چرا کثافت بودن این مردا برام عادی نمیشه
من یه دو سه تا دوست خل داشتم انقدر اعداد و هماهنگ بودنشون براشون مهم بود، که الان میخوام شمارمو بدم به کسی یه عذاب وجدان و خجالتی دارم که خدا میدونه
خلاصه در انتخاب همنشین خیلی دقت کنید😂
سختترین جای قطع عاطفه با منیپیولیتیوجماعت اینه که تا مدتها مدام باید به خودت ثابت کنی واقعاً چیزی وجود داشت و چیزها در خیال تو نبودند. گاهی انقدر لگدکوب تصاویر و جملات تلخ پایانی میشی که صریحترین دوستتدارمها و صادقانهترین بوسههای گذشته هم به دادت نمیرسن.