امروز صبح با عجیبترین صحنه زندگیم رو به رو شدم: سه تا کاندوم استفاده شده روی آبچکون :))))
زنگ زدم به شوهرم ببینم داستان چیه. میگه: ما روزانه ۳ ۴ تا استفاده میکنیم. یعنی ماهی پنج میلیون پول کاندوم. دیگه نمیصرفه. از این به بعد میشورمشون :)))))
با گفتن اسراف میشه و باقیشو باید ریخت دور به جنگ با این توئیت برمیخیزید ولی اگه اندازه یه خوراکی از ظرفیت شما بیشتره و قراره دور ریخته بشه، سطل زباله گزینه بهتری از معدهست.
طبق قراری نانوشته هروقت لیزر میرفتم صاف میرفتم پیشش بش میدادم (شامل آخرین بار). اونم هروقت میرفت سلمونی میکشوندتم خونهاش و میکردتم. حالا میگم قرار نانوشته ولی نمیدونم متوجه کار من بود یا میدونست من ماجرای بعد سلمونیشو میدونم یا نه. بهرحال این اولین باریه که بعد لیزر نرفتم پیشش.
ذرهای از مغزت کار بکشی، میفهمی منظور از نمرهدهی توصیفات مبتدی، در حال یادگیری، متوسط، پیشرفته و کاملا مسلطه.
نه اینکه تو مصاحبه امتحان ۵ نمرهای ازشون بگیری و دقیقا همون نمرهای که اعلام کردن رو بگیرن.
تقریبا در تمامی قالبهای آماده رزومه هم به همین شکل لیست مهارتها پر میشن.
امروز یه رزومه رو بررسی میکردم که مهارت هاشو از صفر تا ۵ نمره داده بود.
این یکی از چیزاییه که در جا باعث ریجکت شدن رزومه میشه.
کلا معقوله skill یه چیز کاملا نسبیه و خود فرد نمیتونه خودشو بسنجه. همیشه فقط مهارت هارو لیست کنید و اجازه بدین بقیه شمارو بسنجن.
یکی از آشنایان به نام x انقدر ظرفیتش تو الکل پایین بود که بچهها بهش میگفتن x دو پیکی.
همین اتفاق با قهوه برای من میفته.
۳ ساعت پیش یه آیس کارامل ماکیاتو خوردم. بیوقفه دارم تو خونه راه میرم و دل و رودهام تو دهنمه.
یکی از آشنایان به نام x انقدر ظرفیتش تو الکل پایین بود که بچهها بهش میگفتن x دو پیکی.
همین اتفاق با قهوه برای من میفته.
۳ ساعت پیش یه آیس کارامل ماکیاتو خوردم. بیوقفه دارم تو خونه راه میرم و دل و رودهام تو دهنمه.