چپها بیش از اسلامگراها از هایده کینه داشتند. سالها تلاش کردند با این گفته که «هایده خوانندهی مورد علاقهی کامیونسوارها» یا «عرقخورهاست»، جایگاه دور از دسترس او را تخریب کنند.
یاوههایشان به کنار، ولی رانندهی کامیون زندگیاش جاده و رانندگی است. برای کسی که عمرش را پشت فرمان و با شنیدن موسیقی میگذراند، آهنگ و صدایی ماندگار میشود که با فیزیولوژی گوش و روان آدمی همراه و هماهنگ باشد. اما برای کسی که بخواهد تنها ساعتی در نقشی فرو برود، موسیقی میتواند هر چیزی باشد که او را به هدفش، یعنی فیلم بازی کردن با خودفریبی، برساند.
هایده نماد ایران در غربت بود که از جان فریاد میکشید.
یه همکار جدید داریم.
اونقدر نیتیو آلمانی حرف میزد که مطمئن بودم اتریشیه.
یکم با هم حرف زدیم، رفتیم یه سیگار کشیدیم.
ازم پرسید:
«اهل کجایی؟»
منم جملهٔ معروف رو گفتم:
Ich komme aus dem Iran.
همون جملهٔ زهرماری که تقریباً همهٔ مهاجرها از همون جلسهٔ اول کلاس آلمانی یاد میگیرن…
کاش هیچوقت مجبور نبودم آلمانی یاد بگیرم.
کاش هیچوقت مجبور به مهاجرت نمیشدم.
کاش ایران جایی بود که میشد با خیال راحت بچه بزرگ کرد…
بدون اینکه نگران آیندهش باشی.
بدون اینکه بترسی تنها توی کوچه دوچرخهسواری کنه.
بدون اینکه نگران باشی چون سهمیه و رانت نداره، نتونه رشتهٔ مورد علاقهش رو بخونه یا شغل مورد علاقهش رو پیدا کنه.
مافیای کنکور…
مافیای ورزش…
مافیای دین…
مافیای کار…
بگذریم…
بدون اینکه من چیزی بپرسم، گفت:
«من از مجارستان اومدم.»
بعد با لبخند ادامه داد:
«توران…»
فکر کردم اشتباه شنیدم.
با تعجب گفتم:
«توران؟!»
خندید و گفت:
«آره… همون تورانی که شما ایرانیها میگید.»
ایران و توران…
برام جالب بود.
مجارها خودشون رو در بعضی روایتهای تاریخی و فرهنگی به دنیای استپهای آسیای میانه و مفهوم «توران» نزدیک میدونن؛ مفهومی که برای ما ایرانیها بیشتر با شاهنامه و روایتهای ایران باستان شناخته میشه.
همین نشون میده شاهنامه فقط یه کتاب شعر نیست؛ اثریه که قرنها از مرزهای ایران گذشته و هنوز هم اسمها و روایتهاش در جاهای مختلف دنیا زندهان.
بعد یکی مثل احمق شاملو پیدا میشه که با ژست روشنفکری میگه از فردوسی و شاهنامه خوشش نمیاد، و عدهای هم بدون اینکه حتی درست خونده باشنش، همون حرف رو تکرار میکنن.
من نمیگم شاهنامه مقدسه.
ولی انکار کردن تأثیرش روی فرهنگ و تاریخ این منطقه، بیشتر شبیه نادیده گرفتن واقعیته.
خسته شدم…
احساس میکنم هنوز هم نتونستم حق مطلب رو ادا کنم.
ولش کن…
@HHeLLFireeeeee به این هم فکر کنید که جامعهای که اون خانم نقاشی کرده ثمره حاکمیت همون آخونده، فقط داره آدرس اشتباه میده. فقط کافیه موقعیت زنان در قاجار و پهلوی ر مقایسه کنید.
@iranovsky فضای قبل از جنگ که ملت چطوری واسه آیندهشون میجنگیدن کجا و فضای الان که به ملت تلقین کنند شما عَنید، مخصوصاً دعوای جنسیتی که همیشه جواب بوده.
@maddief86 هیچ کس در این رژیم به یکباره سبز نمیشه، دیده نمیشه مگر به نحوی از انحا به بقای این بیشرفا کمک کنه. از زن بیژن مرتضوی تا عکاس و نقاش و هنرمتد و داستان نویس و ...
ملتی که یکصدا همه با هم متحد واسه کشیدن شورت آخوند روی سرش اومده بودن بیرون، و دنبال بازگرداندن ایران به اعتبار خودش بودن، برنامه دوران گذار داشتند، حالا باید کف تایملاین نقاشیهای تفرقههای جنسیتی و خاطرات دهه ۶۰ ببینند.
آیا نمیاندیشید؟
در این اوضاع مملکت اگر تریاک رِ در نظر نگیریم، دو تا منبع شفا و تسکین بیشتر نمیبینم.
۱)ورزش
۲)طبیعت
جفتشم بهخاطر مملکتی که آخوند گروگان گرفته تا حدودی به چُخ رفته و میرود.
احساس میکنم مهرنوش بادپر توی سرزمین دیوها زندگی کرده
از اونا که آب جوش میریختی توی سینک بچهش می*مُرد بعد میومد توو خوابت کونت میذاشت
ریدم توو سبکِ نقاشیت زن، این هیولاها چیه😭