خیلی دلم گرفته بود، میدونستم اشکم دم مشکمه. سر خاکسپاری یکی از اقوام واستاده بودم و کنترل میکردم که اشکی نریزم، یک قدم که اومدم عقب چشمم به مزار جاویدنام ایلیا اوجاقلو و متین پرویزی افتاد. آنچنان غمی قلبم رو فشرد که مث ابر بهار گریه کردم سر مزارشون. روحتون شاد ندیده های عزیزم.
اگه مجدد جنگ شد و نت قطع شد و ما نبودیم؛زیرساخت به کونا یادتون باشه اینبار رژیمتون بخاطر حزب الله کشور رو وارد جنگ احتمالی کرد!!
پس دیگه اسم وطن نیارید جاکشا!!