Eine wichtige Nachricht an die mutlosen (höflich formuliert) Politiker und Journalisten in Europa. Stets gratismutig von der Seitenlinie sich moralisch über andere erheben, aber wenn es darauf ankommt sich wegducken.
„Ich habe gestern 2 h lang während einer Pressekonferenz mit deutschen 🇩🇪Journalisten gesprochen, & nicht ein einziger fragte nach den ~50k abgeschlachten Iranern am 8./9. Januar.“ — Iranischer 🇮🇷 Kronprinz Reza Pahlavi
Mehr muss man über unsere linke Journallie nicht wissen!
Whether or not Europe stands with us, whether or not your journalists do their jobs, whether or not your politicians demonstrate the courage to act, I will fight for my people and my country.
As President Trump talks about regime change in Iran, the murderous Nazi Islamic Republic regime just executed “AmirAli Mirjafari” this morning, one of the participants in the January protests.
به رهبر حوثیها گفته بودند شما بالاخره دعوای قرمطی-رافضی را تمام کردید و کوتاه آمدید.
گفته بود نه. برعکس. خمینی و خامنهای بالاخره منطق و باور ما را پذیرفتند.
شیعیان زیدی به امام غائب و به فر ایزدی یا همان نور ارثی امام قائل نبودند. میگفتند امام کسی است که برای گرفتن حکومت و برای ترویج حق، قیام میکند. امام، قائم بالسیف است. همچنین معتقد بودند امام را باید در هر دوره انتخاب کرد.
در مقابل، شیعیان ام��میه اهل جنگ و قیام نبودندـ بیشتر درگیر باطنیگری و کرامت و فعالیت پنهانی و محفلی بودند. روابطشان با خلیفه، نزدیک بود و اگر در مواردی، زندانی شدند هم به واسطه ادعا و جایگاهشان بود که «امامت» شیعیان عباسی را نپذیرفته بودندـ نهایت هم مهدی، امام غایب بود و قیام بالسیف حواله میشد به ابد و یک روز که تو بگو، همان پایان هزاره واپسین.
خمینی عملا تشیع ایرانی را به تشیع قرمطی و زیدی تبدیل کردـ مهم نبود چه ادعایی میکندـ در عمل شد قائم بالسیف و امام زنده. درست مانند قرمطیان، تا آنجا که توانست الگوهای تاریخی شیعه ایرانی را پس زدـ خامنهای همان مسیر را ادامه داد اما لایههای محفلی و باطنی و شورشی رافضی و شیعه اسماعیلی را هم فعال کرد. نهاد تاریخی تشیع ایرانی را دور زدند. علمای اعلام پشم شدند و مراجع تقلید، دلقکهایی شدند که حتی نصف مداحان هیاتهای تولید جانی و فدایی، قدرت ندارند.
خامنهای الگوی شیعیگری را نیز درست به قبل از شیعه صفوی بازگرداند؛ دورهای که جنگجویان جهادی و قزلباش با کوهی از خرافات آخرالزمانی و اعتقادات غالیانه و ترسناک، مشق قتال و غارت میکردند.
جمهوری اسلامی عملا ترکیبی نامبارک از تمام سموم جاری در تاریخ ایران بود. دیوان و دولت تنها وظیفهشان امکان بقا و تقویت و تجهیز بیشتر قزلباشهای مجنون، جلاد و قاتل بود که با مسلمان و گبر و نصرانی بجنگند و شبها در محافل فرقهای خود، مناسک جنونآمیز و شمنی خود را پیش ببرند.
ایران برای این فرقه، بیش از آن که یک فضای میهنی یا هویتی تاریخی باشد، تنها جغرافیا و مکانی است که از سفره و منابعش، از مردمانش و از ظرفیتهایش برای جهاد جنونآمیز خود استفاده کنند.
الهیات شورشی که لااقل ما از دوره ساسانیان با آن آشنا هستیم و مدام در صورتهای گوناگون به صورت فرقههای آخرالزمانی تبلور پیدا میکرد به ویرانگرترین صورتش در ایشان تجلی پیدا کرد.
جمهور�� اسلامی همزمان جنبههایی از نازیسم و کمونیسم را توامان در خود داراست. از یک سو، مانند نازیسم، تمام ظرفیتهای بوروکراتیک و تکنوکراتیک را در خدمت ماشین جنگی خود درآورده و سالهاست صنایع مادر عملا بخشی از برنامه ن��امی و جنگی این فرقه محسوب میشوند. اگر خود کارخانه و تولیداتش، به کار اهداف نظامی نیایند از پوشش آنها برای واردات مواد اولیه یا در مواردی دیگر، قاچاق و تولید درامد استفاده میکند. باقی صنایع و زیرساختهایی که به کار پروژه نظامیاش نمیآیند مانند نساجی و الیاف و نیشکر و... را سالهاست با هنری مثالزدنی ویران کرده است.
از سویی دیگر، الگوی حکمرانی و مهندسی اجتماعی کمونیستها را پی گرفته و اساس استخدام نیروی کار و توزیع سرمایه اجتماعی و فرهنگی را بر پایه شبکه های حامی-پیرو و الگوی خودی-غیرخودی بنا کرده.
اما از هر دوی اینها وحشیانهتر، الگوی طالبانی و سلفیگ��ی است که در قوانین و سیاستهای فرهنگی و اجتماعی پیش برده.
دلیل عقبنشینی نسبی و عملگرایانه حکومت از برخی سیاستها، اضطراری است که در این دو دهه به فرقه تحمیل شده.
درواقع، بیش از دو دهه است که لایه اصلی جا همان شبکههای جهادی و آخرالزمانی است که در قالب کارتلهای مافیایی، زیر پوسته نظام سیاسی متعارف فعالیت میکنند. قوه اجرایی و نهادهای ضروری یک دولت مدرن، حفظ شدهاند تا سپری برای هسته اصلی قدرت باشند.
خامنهای تا وقتی زنده بود، الگوی مشخصی را که ترکیبی از اخوانیگری، صفویهگرایی و شیخ-شبان و قطب قزلباشها بود پیش میبرد.
وضعیت نه جنگ نه صلح و موقعیت آستانهای، مطلوبترین موقعیت برای تداوم بقای فرقه بود.
درواقع برای این سیستم که در افق جنگ آخرالزمان شکل گرفته و دوام داشت، ورود تمامعیار به جنگ پایان تعلیقی بود که این تعادل ظاهری را نگه میداشت.
اکنون، جمهوری اسلامی که ایران را درون پرانتز تاریخ یا در تاریخ انتظار نگه داشته و کنترل میکرد، وارد زمان تند نبرد پایانی شده و به این ترتیب، هسته اصلی پوسته را کنار زده است.
اینک بود و نمود فرقه یکسان است. قزلباشها هم هسته و هم پوسته نظامشان هستند. با کنار رفتن پوسته، سپر و ضربهگیر از بین رفته است.
حالا آنها پشت سنگر ایران و مردمش پنهانند.
پایان نبرد، ��ایان این فرقه خواهد بود. صلح امکانپذیر نیست.
گزارش ویژه: نفوذ در قلب انرژی آلمان؛ «پروژه پنهان» خانواده ظهوریان
خواهرِ «سپاهیِ مجلسنشین» در قلب انرژی آلمان چه میکند؟
نفوذ خانوادگی ظهوریان در انرژی آلمان
در حالی که دولت آلمان و اتحادیه اروپا فشارهای بیسابقهای را بر بازوهای اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی (از جمله سپاه پاسداران) وارد میکنند، حضور مهرههایی با وابستگیهای عمیق خانوادگی و مالی به بدنه سخت قدرت در ایران، در لایههای مدیریتی شرکتهای استراتژیکی همچون EnBW، علامت سؤالهای بزرگی را ایجاد کرده است. پرونده «ریحانه ظهوریان» فراتر از یک قرابت فامیلی ساده، حکایت از یک شبکه سازمانیافته پنهانکاری و تضاد منافع امنیتی دارد.
۱. تبارشناسی قدرت: از سپاه تا پارلماناسناد نشان میدهد که ریحانه ظهوریان برخلاف اد��اهایش مبنی بر دوری از فضای سیاسی ایران، در مرکز یک خانواده کاملاً حکومتی قرار دارد:
برادر (میثم ظهوریان): نماینده فعلی مجلس شورای اسلامی که اخیراً با پوشیدن لباس رسمی سپاه در صحن مجلس، وفاداری مطلق خود را به این نهاد تروریستی (از نظر پارلمان اروپا) نشان داد.
پدر (علیاصغر ظهوریان): از اعضای باسابقه سپاه پاسداران که سوابق وی در شبکههای اجتماعی نیز ردپای ایدئولوژیک پررنگی دارد.
۲. ردپای مالی؛ دروغی که در روزنامه رسمی فاش شدبزرگترین نقطه ضعف ادعاهای خانم ظهوریان به بخش مالی بازمیگردد. او مدعی شده که روابط اقتصادی خود را با ایران قطع کرده است، اما اسناد ثبتی نشان میدهد:
در اکتبر ۲۰۲۴ (مهر ۱۴۰۳)، نام وی در لیست افزایش سرمایه «شرکت طوس» در ایران مشاهده میشود.
او نه تنها یک سهامدار، بلکه شریک مستقیم اقتصادی برادرش (نماینده مجلس) است. این یعنی بخشی از درآمد و ثروت یک مدی�� ارشد در صنعت انرژی آلمان، مستقیماً با چرخه اقتصادی وابسته به نظام در ایران گره خورده است.
۳. فریب امنیتی؛ داستان سفر ایتالیا (می ۲۰۲۵)طبق گزارشهای واصله، ریحانه ظهوریان در بازجوییهای امنیتی (Security Clearance) مدعی شده که با خانوادهاش ارتباطی ندارد. اما مدارک میدانی و تصاویر به دست آمده از سفر خانوادگی به ایتالیا در می ۲۰۲۵، خط بطلانی بر این ادعا میکشد. این سفر نشاندهنده یک رابطه سازمانیافته و صمیمی است که به طور آگاهانه از نهادهای امنیتی آلمان (BfV) پنهان شده است.
۴. عملیات فریب در فضای مجازی (Digital Clean-up)پس از انتشار گزارش اولیه مجله Focus در فوریه ۲۰۲۶، ریحانه ظهوریان اقدام به تغییر هویت دیجیتال خود کرد. او نام خود را در لینکدین از Reyhaneh به Reihaneh تغییر داد. این یک تکنیک شناخته شده برای:
اختلال در الگوریتمهای جستجو.
جلوگیری از لینک شدن نام او به گزارشهای افشاگرانه و سوابق خانوادگیاش.
نتیجهگیری و خطر امنیتی شرکت EnBW مسئول تأمین برق و گاز میلیونها شهروند آلمانی است. حضور فردی که: ۱. به اطلاعات حساس پروژههای انرژی دسترسی دارد. ۲. شریک تجاری یک نماینده تندروی مجلس ایران است. ۳. به نهادهای امنیتی آلمان در مورد روابط خانوادگیاش دروغ گفته است.یک «ریسک امنیتی سطح بالا» محسوب میشود. این پرونده ��زمونی بزرگ برای نهادهای نظارتی آلمان است که آیا تخصص فنی یک فرد را بر امنیت ملی و نفوذ احتمالی ترجیح میدهند یا خیر؟
اسناد و تصاویر را اینجا ببینید
https://t.co/90lnqN3qVb
Ahmad Khodaei, der Ehemann der getöteten Saleheh Akbari, hat sich nach Berichten in sozialen Medien offenbar das Leben genommen.
Die Geschichte dieses Paares steht exemplarisch für die Gewalt und den massiven Druck, denen viele Menschen im Iran ausgesetzt sind:
Während der Proteste im Januar bot Ahmad Khodaei, ein Bergsteiger und Trainer aus Ardabil, gemeinsam mit seiner Frau, einer OP-Technikerin, Verletzten Hilfe an. Über Instagram rief er dazu auf, sich bei Bedarf an sie zu wenden.
Kurz darauf drangen Sicherheitskräfte in ihre Wohnung ein. Als Ahmad zurückkehrte, wurde er angegriffen und misshandelt. Seine Frau versuchte, ihn zu schützen – dabei wurde sie von einem Beamten erschossen.
Anschließend wurde Ahmad bedroht und unter Druck gesetzt, eine andere Version der Ereignisse zu verbreiten, wonach seine Frau bei einem Bergunfall ums Leben gekommen sei. Dem kam er nicht nach. Er wurde festgenommen und später wieder freigelassen. Gleichzeitig verbreiteten Teile der Familie eine abweichende Darstellung ihres Todes.
In einer später veröffentlichten Sprachnachricht erhob Ahmad Khodaei schwere Vorwürfe: Er berichtete, Sicherheitskräfte hätten die Leiche seiner Frau geschändet (vergewaltigt) und ihn anschließend darüber informiert und sogar ein Bild davon geschickt.
Er lebte seitdem unter anhaltenden Drohungen und enormer psychischer Belastung. Nun heißt es, dass er sich das Leben genommen hat.
#صالحه_اکبری #احمد_خدایی
#IranMassacre #iran
ماموران جمهوری اسلامی به بدن بیجان #صالحه_اکبری تعرض کردند و برای همسرش #اکبر_خدایی عکس فرستادند
-شکنجه روانی و آزار جنسی که این مرد بعد از کشته شدن همسرش در دی ماه دید، از حد تحملش خارج بود https://t.co/xFnm1LsYRB
ما هنوز سر سوزنی از جنایت دیماه نمیدونیم
جمهوری اسلامی ۱۹ دیماه مادری رو با سه پسرش به رگبار بست
هرچهار نفر رو در یک قبر گذا��ت
پسر کوچک فقط ۸ سال داشت .
نزارید هیچ چیز عادی بشه .
#IranMassacre