@Fatima6xda روز اول دانشگاه توی دسشویی داشتم دستامو میشستم طرف سه سانت از من کوتاه تر بود با یه طعنه ی خاصی برگشته بود میگفت چرا انقدر اینجا ترم اولی هست دانشکده مهد کودک شده.
انگار خودشون چی به این جهان اضافه میکنن با یکی دو سال بزرگتر بودن :)))
پدر من و برادراش اواخر دهه ی ۷۰ که اومدن تهران، اطلاعاتی در زمینه ی ساختن یک بیزنس و مدیریتش رو نداشتن و برای همین اشتباهات زیادی کردن و اوایل در حد ورشکستگی ضرر کرده بودن.
ولی اون ایرانِ دهه ی ۸۰ بود؛ با تلاش و زحمت تونستن درستش کنن. در ایرانِ امروز جای اشتباه تقریبا وجود نداره.
دقت کردین مورچه ها وقتی خطی حرکت میکنن و به هم میرسن یه لحظه مکث میکنن بعد به حرکت ادامه میدن؟ خیلی بامزه ست انگار صبر میکنن که با هم سلام و احوال پرسی کنن یا با آنتناشون اطلاعات رد و بدل کنن😭موجودات باهوش و نازنازی... کاش ازشون نمیترسیدم🫣
کلا نمیتونم راجع به کرولین فکر نکنم. این زن هرگز از ریسک کردن نترسید و همیشه تصمیمات درستی میگرفت حتی وقتی میدونست بهش آسیب میزنن. کاش کرولین بودم؛ کاش همه کرولین بودن. گربه ی نابغه و قدر نادیده ی سریال بوجک هورسمن.
گاها به این فکر میکنم که چطور شد پرنسس کرولین با رالف به جایی نرسید حتی با اینکه رالف واقعا حامی بود. فهمیدم این تصمیمیه که احتمالا وقتی چهل سالته میتونی بگیری. وقتی دیگه یه ۲۰ ساله ی naive نیستی و مردی که خونواده ش بهت توهین میکنن و همیشه قضاوتت میکنن رو تحمل نمیکنی. درود بر تو.
I don't think I have ever seen a "translated from persian" tweet that was happy, to be honest. They're all angry or just super sad to read. Breaks my heart