من دارم اون ایدهای که میگن پول باید هفت دست بین خودمون بچرخه رو اجرا میکنیم. هر نیرویی نیاز داشته باشم برای کارام اگه کسی در دسترس باشه ترجیح میدم با ایرانی کار کنم که پول از دست من بره تو دست ایرانی بعدی
چند روز پیش از یک عکاس جوان یک کار خریدم و امروز به دستم رسید، خوشحالم اثر به این قشنگی دارم و خوشحالتر اینکه اولین خریدار آثار یک هنرمند بودم
این روزها اگر توانایی داریم خرید آثار هنرمندان جوان نه یک کار حمایتی بلکه حرکتی برد برد و تلاشی برای زنده نگهداشتن هنر این سرزمین است
این متن یک دقیقه وقتت را میگیرد تا بخوانی، ولی بیست سال از من وقت گرفت تا واقعاً بفهممشان.
این ۲۰ نکته، برای من شعار نیستند، چهارچوبِ رفتارند:
۱) نو شدن، تاوان دارد.
هر نسخه جدید از تو، باید یک چیزی را از نسخه قبلی بگیرد: عادت، رابطه، غرور، یا راحتی.
۲) آرزو بدون عمل، اضطراب میسازد.
چون ذهن هر روز یادت میاندازد که «میدانستی باید حرکت کنی و نکردی».
۳) وقت زیاد نیست، توهم وقت داشتن زیاد است.
اگر خوششانس باشیم، چهار هزار هفته بیشتر نداریم، تعلل در ما همیشه با الگوی «بعداً انجام می دهم» میآید.
۴) اعتیاد به تایید، بدترین نوع اسارت است.
چون قطبنما را میدهی دست آدمهایی که قرار نیست هزینه زندگی تو را بدهند، به قول نسیم طالب پوستشان در بازی نیست.
۵) مرزها را با حرف نمیسازند، با تحمل نکردن میسازند.
هر چیزی را که یک بار اجازه بدهی، کم کم میشود استاندارد.
۶) ارزش تو، معادل خروجی تو نیست.
تو میتوانی کمکارتر باشی و همچنان ارزشمند، اگر معیارِ خودت را فقط «تولید» نگذاری.
۷) «نه» یک جمله کامل است.
لازم نیست برای هر نه گفتن، یک پرونده دفاعیه تحویل بدهی.
۸) آدمهای درست، مرزهای تو را محترمانه میپذیرند.
اگر کسی با «نه» گفتن تو به هم میریزد، مشکل از مرز تو نیست، از توقع اوست.
۹) ترس، معمولاً نگهبان همان دری است که باید از آن رد شوی.
همان «دری» که از ورود به آن میترسی، اغلب همانجاست که رشد تو متوقف شده.
۱۰) گاهی یک پیام ساده، یک رابطه را زنده میکند.
نه برای منفعت فوری، برای حفظ انسانیت شبکه ارتباطاتت.
۱۱) دیر بودن، یک برداشت ذهنی است.
بیشتر وقتها دیر نیست، فقط تو داری از شروع کردن فرار میکنی.
۱۲) چیزی که آرامشِ بلندمدتت را میخرد، «گرانیِ باارزش و خوب» است، چیزی که آرامشِ بلندمدتت را میفروشد، «گرانیِ بد».
بعضی چیزها هزینه دارند و ارزشش را هم دارند: آموزش درست، درمان، گفتوگوی سخت، مرزبندی.
بعضی چیزها ظاهر میخرند و در عوض، خواب، تمرکز، رابطه و احترام به خودت را در بلند مدت میگیرند.
۱۳) انضباط یعنی ترجیحِ «مهم» به «فوری».
یعنی به جای خاموش کردن آتشهای ریز، آتش اصلی را کنترل کنی.
۱۴) انگیزه، محصول حرکت است.
شروع که کردی، ذهن همراه میشود.
۱۵) بازخوردِ جدی را از کسی بپذیر که منش و سبک رفتارش را در زندگی قبول داری.
حرفِ هر کسی «نظر» است، اما حرف بعضیها میتواند آینه باشد.
۱۶) ترس، تو را نمیکشد، تو را کوچک میکند.
کوچک شدنِ تدریجی، خطرناکتر از شکستِ یکباره است.
۱۷) آدمهایی را پیدا کن که کنارشان، خودت را بیشتر دوست داری.
اینها سرمایهاند، چون تو را در مسیر درست نگه میدارند.
۱۸) اشتیاق، انگیزه و سوخت حرکت است. حواسپرتی، نشت آن سوخت.
خیلیها کمبود استعداد ندارند، نشت تمرکز دارند.
۱۹) چیزی که کنترلش دست تو نیست، مستحق زندگی کردن در ذهن تو حتی نیست.
فکر کردنِ بیاثر، فقط مصرف انرژی است.
۲۰) اعتراف به اشتباه، کوتاهترین مسیرِ برگشت است.
غرور، آدم را سالها در اتاق غلط نگه میدارد فقط چون «نمیخواهد بپذیرد».
حالا یک سوال ساده:
اگر قرار باشد فقط یکی از اینها را همین هفته «عمل» کنی، نه اینکه فقط دوستش داشته باشی، کدام است؟
با اینکه با AI حال نمیکنم ولی؛
فکر کنم خیلی زود بساط این مجریای زرد که کارشون اینه فکتهای علمی، فلسفی و … بلغور بکنن بدون هیچ ربط و خط فکری شخضی برچیده میشه.!
چون همونقدر که هوش مصنوعی کار جستجو برای پیدا کردن محتوای جذاب رو ساده کرده، قطعا خودش هم بهتر میتونه پرزنتش کنه.
چند وقت پیش کتاب «روانشناسی پول» مورگان هاوزل را خواندم و راستش برای من، بیش از یک کتاب مالی بود، چون خیلی روشن میگفت مسئله پول، بیشتر از اینکه «فرمول» باشد، «رفتار» است. اینکه وقتی میترسی چه میکنی، وقتی طمع میکنی چه تصمیمی میگیری، وقتی خودت را با دیگران مقایسه میکنی چطور خط پایان را هی عقبتر میبری.
این کتاب یک جمله را مدام در ذهن من پررنگ کرد:
ممکن است آدم همه چیز را بداند، ولی اگر نتواند احساساتش را مدیریت کند، همان دانستهها هم علیهاش کار میکنند.
برای من مهمترین کشف کتاب، مفهوم «کافی» بود. اینکه سختترین مهارت مالی، این نیست که پول بیشتری دربیاوری. سختترینش این است که بدانی “برای تو کافی یعنی چه”، و نگذاری هر موفقیتی، فقط بهانهای شود برای یک هدف بزرگتر، یک عدد بزرگتر، یک فشار بیشتر. خیلیها نه به خاطر کمبود، بلکه به خاطر جابهجا کردن بیپایان خط پایان میبازند.
هاوزل یک تمایز ساده و عمیق هم میگذارد:
ثروت واقعی، معمولاً دیده نمیشود.
ثروت واقعی آن چیزی است که خرج نکردی، آن حاشیه امنی که ساختی، آن آزادی انتخابی که برای آینده خریدی.
در مقابل، نمایش ثروت معمولاً سروصدای بیشتری دارد، ولی آزادی کمتری میآورد.
و شاید بخش الهامبخشترش برای من این بود که پول را دوباره تعریف میکند:
پول یعنی کنترل روی زمان.
یعنی انعطاف.
یعنی اینکه وقتی زندگی غیرمنتظره شد، از حالت بقا خارج شوی و بتوانی تصمیم درست بگیری.
این نگاه، برای ما که کارمان پروژهای است و درآمدمان همیشه خط صاف نیست، حیاتی است. چون در حرفههای خدماتی، خیلی وقتها مشکل اصلی «کمبود درآمد» نیست، «نبودِ حاشیه امن» است. همان جایی که تو را وادار میکند پروژه را ارزانتر ببندی، بیشتر کوتاه بیایی، و در نهایت، از همان کاری که باید آزادی بیاورد فرسوده شوی.
این کتاب برای من یادآوری کرد:
پول فقط عدد نیست. رابطه است.
رابطهای که اگر آگاهانه ساخته نشود، به جای آرامش، اضطراب تولید میکند.
برای شما “کافی” یعنی چه، و چطور جلوی جابهجا شدن خط پایان را میگیرید؟
یک ماه پیش به پیشنهاد نیلوفر نیکسار تصمیم گرفتیم از یک فضای همیشه مردهٔ کارگاهی یک گالری ۲۴ ساعته در دو هفته برپا کنیم؛ بناهای یک محدودهٔ باارزش در تهران را انتخاب کردیم و پیشنهاد میکنم حضوری دریابیدش.
هفتهٔ نخست: پروژههای تخریب شده و در خطر تخریب
هفتهٔ دوم: پروژههای ارزشمند
پروژههای ترنزیشنال شهری مداخلات موقت، کمهزینه و مشارکتیاند که برای مدیریت «دورههای گذار» در شهر اجرا میشوند. در یک نمونه جالب در دیوار یک کارگاه ساختمانی یک گالری شهری موقت درست کردهاند
در نمایشگاه جدید میتوانید مجموعهای دیدنی از معماری های زیبای مرکز شهر را ردیابی کنید
درنگاه اول فکر میکنی تهرانه
باورش سخته
ولی بابلسر مازندرانه
زیر موج برج سازی نابود شده!فقط برج ساخته اند!خبری از زیر ساخت مثل سیستم فاضلاب و خیابان استاندارد و... نیست..
ترافیک،هوایآلوده،زباله و فاضلابی که مستقیم به دریا میریزد..
مافیای ساختمان همین خواب را برای گیلان دیده اند
امروز در الیت آدمهایی را دیدم که از شیب دره بالا میآمدند و از خستگی روی زمین سرد، رو به آسمان دراز میکشیدند.
و چندی بعد همانجا تکهای نان میخوردند و راه میافتادند سمت اقامتگاهشان.
ایران تا این مردمان را دارد، ایران میماند.
@golvaninews
Heartbreaking scenes from Elit, Iran, where wildfire is damaging parts of the ancient Hyrcanian forests — a UNESCO World Heritage treasure and one of Earth’s last temperate rainforests.
Iranians are losing a natural heritage older than Persian civilization.
متنی توسط مدیر #تئاتر_شهر تهران منتشر شد که حوض تخریبشده حوض اصلی نبوده و «نگران نباشید» و کلیاتی از این دست.
بند ششم #کنوانسیون_ونیز که بر «#حفظ_محوطه» یک اثر تاریخی تصریح دارد «هرگونه ساخت و ساز، جرح و تعدیل که رابطه شکلی_کالبدی بنا با پیرامونش را دگرگون کند» جایز نمیداند.
۱- دیر یا زود برف و باران خواهد آمد. حواستان باشد بارشها را به عنوان نتیجه باروری ابرها، نماز باران و پس گرفتن ابرهای دزدیده شده از دشمنان برایتان فاکتور نکنند.
۲- وضعیت خشک کنونی بستر لازم برای وقوع سیل را فراهم میکند. برای سیل آماده باشید تا سیستم مدیریت دچار غافلگیری نشود.
از این نمایشگاه بازدید کنین و عکسهای باحالتون رو اینجا بذارین، بهترین عکسهاتون رو توی قطع ۱۰۰*۷۰ قاب میکنیم و با یه نامه تشکر از طرف رونا و ابژه براتون میفرستیم. بهترین عکس از دید کاربرها(بیشترین فیو) ۲۵ مت جایزه نقدی داره و برنده ۲۸ آبان، ساعت ۸ شب به وقت تهران نهایی میشه!