تا ته اون چيزی كه خيلی بهش
اصرار داشتم رو رفتم
رفتم و تا جون داشتم
براش جنگیدم
مهم نيست تهش برنده شدم یا بازنده
مهم نیست رسیدم یا نرسیدم
مهم اینه تا تهشو دیدم
کسی که ته تلاشش رو دیده
دیگه از هیچی نمیترسه...
رها کردن کسی که خیلی وقته
تو رو رها کرده...
شبیه لحظه آخر اسباب کشی میمونه
یهدور توی تمام خونه میزنی
و همه جا رو دقیق نگاه میکنی
وقتی مطمئن میشی چیزی نیست
که بخاطرش بمونی
در رو میبندی و ...
واسه همیشه از اونجا میری