حکومتی که ساقط نشد ولی زخمیتر و تندروتر شد، تخریب صنایع بنیادی کشور و زیرساختهای خدماتی، افزایش بی سابقه اعدامهای انتقام جویانه، گسترش بیکاری، تورم لجام گسیخته، اقتصاد نابسامان جهانی ... پیشگوییهایی که مو به مو به واقعیت پیوستند، ناشی از این نبود که مخالفان جنگ، کارشناسان، و نهادهای نظامی و اطلاعاتی غرب فالگیر یا غیبگو بودند. آنها بر اساس نگاه به دادهها به این نتیجهگیریها رسیدند نه بر اساس امیال و آرزوهای شخصی و رویافروشی.
جدای از رنج خودِ محکوم به اعدام و عزیزانش، اثر اجرایِ هر حکم اعدام در فضای زندان و میان همبندیها امری حقیقتاً ویرانگر و غیرقابل وصف است و من حتی جرات نمیکنم به این فکر کنم که این روزها اجرایِ متوالیِ احکام اعدام با فضایِ بندهای سیاسی چه کرده است.
استبداد، جنگ، اعدام، تحریم، زندان همگی ابزارهایی برای ویران کردن ایران و نابودی زیست مردمانش است. هیچ یک مزاحم و مانع آن دیگری نیست و جای یگدیگر را هم تنگ نمیکنند. با آمدن یکی آن دیگری بر نمیخیزد و بیاغراق میتوانند دست در دست هم تا تیرهترین سرنوشت ممکن مشایعتمان کنند.
بیش از یک ماه است با صدای جنگنده و انفجار میخوابیم، با همان صداها بیدار میشویم و در میان این همه ترس، سعی میکنیم چیزی شبیه «زندگی» را ادامه بدهیم.
در همین فاصله، آنسوی جهان، در دلِ آرامش و رفاه، کسانی نشستهاند و از بمب اتم حرف میزنند؛ انگار نه انگار که اینجا هر انفجار میتواند پایان چندین زندگی باشد، چه برسد به بمب اتم!
ما به معنای واقعی کلمه گیر افتادهایم؛ هر روز جانهای عزیز غیرنظامیان را از دست میدهیم، میترسیم، گریه میکنیم، گاهی فقط برای دوام آوردن لبخند زورکی میزنیم، از صبح تا شب با کانفیگ و انواع ویپیان درگیریم و هر لحظه با این سؤال زندگی میکنیم که آیا دقیقه بعد، خانه هنوز سر جایش است یا نه.
برای ما، جنگ فقط یک خبر یا تحلیل سیاسی نیست؛ فرو ریختن نفسبهنفسِ زندگی است. جنگ شما، کابوس هر شب ماست.
نه به جنگ، نه به بمب، نه به تصمیمهایی که از دور و نزدیک برای جان ما گرفته میشود.
یک تجربه شخصی بگم:
چند روزی که تهران نبودم، با وجود تجربه روزهای قبل، اضطراب جنگ کمی رنگ باخت.
وقتی برگشتم و دوباره در شرایط جنگی قرار گرفتم، همه چیز تغییر کرد.
میخوام بگم تا در شرایط جنگ قرار نگیرید، فهم درستی از میزان فشار و اضطراب آن ندارید.
مثل چاقویی که در دل فرو کرده اند و هر روز می چرخانند؛ یک روز صنعت فولاد، یک روز دانشگاه ها، یک روز پلها، یک روز مراکز تحقیقاتی، امروز تاسیسات پتروشیمی ... جانی که رفته رفته از تن ایران میرود.