این یاوهسرایان تهیمغز با هر سخن جهل خویش عیان سازند و بیان رسوایی این دودمان بیتبار را ز بیم و هراس دانند؛ غافل که افشای ننگشان نه از ترس، که ز بیداری است.
به گفتار بیپایه رخ میکشند
بر آیینهٔ جهل خود میکشند
چو ننگ کسان بر زبان آوریم
ز بیمش دانند و خر میکشند
جماعتی احمق را دیدم که پسر عیاش و ولخرج شاه متوفی را به بزرگی میستودند و لاف میزدند که آواز کفتار با شیر چه کند! نادانان ندانستند که کفتار و شیر هر دو اهل بیشهاند و این شازده گرامی، سگتولهای خانگی و پرورده سفره بیگانه است که همه وجودش به امید استخوانی معطل مانده است.
جماعتی جاهل را دیدم که به لاف دروغین پادشاه خصم، فتنه در ملک میافکنند و ندانند آن ستمگر، التماس خائنان را حماقت دانسته بود، گویی موری ابله که در کام مورخوار خرسندی کند
امیدی به عهد ستمگر مدار
چو خامی که پوزش برد پیش مار
پناهی نجوید دل هوشیار
ز موری که خرسند شد در مورخوار
مسلمان بودن و ایرانی بودن مکمل هم هستند و نه نقیض هم دیگر.
اسلام از جنس ایمانه، به تو جهت میده، امید میده.
عرق ملی از جنس غیرت هست، تو رو نسبت به یک سری مسائل عینی متعهد میکنه.
اسلام بدون ملیّت انتزاعی میشه.
ایرانی بودن اما بدون یک مکتب اخلاقی فاشیستی میشه.
اسلام داشتن یعنی همه چیز زوری نیست، جذب انسانها مهمه، قدرت نرم نیازه، زبانی اخلاقی نیازه و ایرانی بودن یعنی همه چیز عاطفی نیست، باید جاهایی تصمیم عملگرایانه گرفت.
ترکیب ایرانی بودن و مسلمان بودن یعنی اون سفینه ارزشی و اخلاقی تو براساس صلاح یک واقعیت بیرونی تنظیم بشه و آرمان محض نباشه.
در واقع ایرانی بودن و تعهد به کشور یکی از مصادیق مسلمان بودنه، مثل رابطه با همسر، والدین، همسایگان.
وطندوستی آزمون مسلمان بودنه.
فضل مسلمان بودن بر ایرانپرستی خالص چیه؟
فضلش اینه که یک ایرانپرست در دنیا میتونه به شدت منفور بشه چون شما وقتی تعهدت صرفا به کشورت هست و باوری جز اولویت منفعت ملی نداری برای دیگران تهدید به حساب میای ولی وقتی تعهدت به داراییهات و وابستگیهات ملتزم به یک تعهد انسانیِ فراملی هست برای خودت اعتباری دست و پا میکنی که این فرد یا این ملت قرار نیست برای منافعش دیگران رو از بین ببره.
ایمان ترجمه میشه به امنیت و ملتی که یک ایدئولوژی داره میتونه به دیگران احساس امنیت بده.
این امنیت میتونه کشور رو برای دیگران جذاب بکنه، دیگران رو جذبت بکنه.
۱/۲ یه شایعه خیلی رایج دیگه اینه که کلمه «مجوس» (که به زرتشتیا میگفتن) هم ریشه با «نجس» هست یا اینکه عربا برای توهین اینو ساختن. اینم کاملا اشتباهه، مجوس هیچ ربطی به نجس بودن نداره و ریشه اش کاملا ایرانیه.
@majidam1231@indypersian نه چون مکه اصلا شیعه نشین نیست
ولی تو مناطقی مثل هفوف و دمام که شیعه نشینه هست
به نظرم بهتره مجوز ساخت بهشون بدیم
حالا ما اینهمه مسجد داریم بذاریم اینا هم یکی بسازن
۲/۲ واژه درست برای صدای سگ «پاس» بوده (به معنی نگهبانی دادن، مثل کلمه پاسبان). به مرور زمان تو چرخش زبانی و راحتی تلفظ، مردم یه حرف «ر» بهش اضافه کردن و شده پارس. در واقع سگ پاس میکنه، با پاس کردن نگهبانی میکنه.
۱/۲ حتما شنیدین که میگن عربا از قصد به صدای سگ گفتن «پارس» تا به قوم پارس توهین کنن
این یکی از خنده دارترین شایعات زبانیه. صدای سگ تو زبان فارسی هیچ ارتباطی به اسم قوم پارس نداره و اصلا ریشه کلماتشون فرق میکنه.