سردار شادمانی: سوریه درخواست خود را برای خرید سامانه باور ۳۷۳ از ایران مطرح کرده اما فعلا با این موضوع موافقت نشده است و ما این سامانه را به سوریه نفروختهایم.
https://t.co/uKuKE1epbd
معاریو: هرگونه جنگ با #حزبالله عواقب فاجعهباری برای #اسرائیل در پی دارد/معاریو:ارتش اسرائیل از بیم حمله پهپادی احتمالی حزب الله در پاسخ به حمله دهیه بیروت همچنان در حالت آمادهباش قرار دارد
#Israel#Hezballah
وزارت بهداشت #یمن اعلام کرد شمار تلفات حمله جنگندههای ائتلاف عربستان به یک مرکز نگهداری اسرا در استان #ذمار به ۱۵۶ کشته و ۵۰ مجروح افزایش یافته است
#Yemen
یه سوال...
اگه توی آمریکا هم یه عکاس سینمایی دستگیر بشه، بازیگران و کارگردانان هالیوود گریبان میدَرَن که اون عکاس بدون توجه به اتهامی که داره باید هرچه سریعتر آزاد بشه؟ یا اینکه سینماگران روشنفکر ما فقط از این پتانسیل برخوردارن؟
#نوشین_جعفری
صبرِ تلخم گر بر و باری نداد
هرگزم انـدوهِ نومیـدی مباد
پاره پاره از تنِ خود میبُرم
آبی از خونِ دلِ خود میخورم
من درین بازی چه بردم؟باختم!
داشتم لعلِ دلی، انداختم …
باختم، اما همی بُرد من است
بازیی زین دست در خوردِ من است
زندگانی چیست؟ پُر بالا و پست
راست همچون سرگذشتِ یوسف است
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من ان جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کردهام روان
باشد کز ان میانه یکی کارگر شود
حافظ
دستبهدست مدعی شانهبهشانه میروی
آه که با رقیب من جانب خانه میروی
بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
گرم تر از شرارهی آه شبانه میروی
من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو
بر سر آتش دلم همچو زبانه میروی
در نگه نیاز من موج امیدها تویی
وه که چه مست و بیخبر سوی کرانه میروی
زندگی حرف نگفته است که تو میشنوی
زندگی یک رویاست که به خوابش بینی
زندگی دست نوازشگر توست
زندگی دلهره و ترس درون دل توست
زندگی امیدی است که تو در نگاه من میجویی
زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
زندگی این همه است
من و تو میدانیم
زندگی یک سفر است
زندگی جاده و راهیست به آن سوی خیال
عاشقان را بر سرخودحکم نیست
هرچه فرمان تو باشد ان کنند
پیش چشمم کمتر است از قطرهاي
این حکایتها که ازطوفان کنند
یار ما چون گیرد آغاز سماع
قدسیان بر عرش دست افشان کنند
مردم چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ستم بر انسان کنند
خوش برآ با غصه اي دل کاهل راز
عیش خوش در بوته هجران کنند