بدفازی و بدسفری که نمیشه همهش. باس مطلعتون کنم که لحظاتی خوشم. به مدد بیرون کشیدن یکی از ارّههای کوچیک. البته نوکش هنوز توعه ولی منتظر مقصد نمیمونم و خوشحالم.
@norra____ یه بار با قطار خاک برسر گردشگری میرفتیم رشت. وسط راه یهو دیدم یه چیزی شبیه تیکه های پلاستیک رو هوا میره. قطار وایساد. فهمیدیم یه پراید گویا با چهار سرنشین رفته زیر قطار. کسکشا قطار پرسرعت توی مسیر مه آلود میذارن بدون اینکه همه ی تقاطعها راهبند داشته باشن. خیلی حس کثافتی بود.
@pantone4052 یکی که لب دهانهی آتشفشانی وایساده و سرخی ماگما روی صورت سایهروشن کرده. نمیدونم شاید هم یه چیزایی توی چشماش باشه یا چشماش بسته باشه. زیادی دارم توضیح میدم :))))