یه بار خوندم ونسان ون گوگ برای دیدن یه نفر، با پای پیاده رفت یه شهر دیگه. ولی وقتی رسید دم در، خجالت کشید و ترسید و حتی در هم نزد.
من روزی دو بار اینجوری میشم.
جاویدنام سید داوود امامی میبدی
۳۹ ساله
۱۸ دیماه، میبد یزد
علیرغم تلاش رژیم برای تصاحب مرگ او بخاطر مذهبی بودنش، خانواده اجازه ندادند تا این اتفاق بیفتد.
چقدر دلم واسه دندونپزشکی ایران تنگ شده.
پیج آدمها رو میبینم، آشنا و دوست.
و قشنگ میتونم حس کنم خوب الان گرمه، پس کولر آبی زدن، پس بوش اونجا چجوریه. مریضها چجوری باهات حرف میزنن.خوش و بش. کارای عجیب و غریب که دندونی که باید کشیده شده رو درست کنی چون پول نیست(اینجاش اشکی شد)
من مثلا از سن ۸ سالگی به اینور شکم تخت نداشتم. بعد الان حتی تلاشم کنم، انگار مغزم فرمان میده که «نه اون تو نیستی. اون قابل دسترس نیست» در صورتیکه واقعا میتونه باشه. ای امان امان.