قسمت گریهدار ماجرا اینجاست،
که تمام این اتفاقات از یک سال پیش، توسط حزبالهیها فریاد زده و پیش بینی شد!
اما چنتا عمله و حمالِ پستهای مدیریت پتروشیمی و شستا و … ،
با برچسب خوارج و تندرو و سوپر انقلابی،
و همکاری کثیف پروندهسازی توسط برخی امنیتیها،
وادار به سکوتشون کردن…
در یک کشور نرمال، علی مروی و صادق الحسینی بخاطر نقش داشتن در شوک اقتصادی و فقیرسازی عموم�� محاکمه میشدند.
ولی در فقدان رسانه پرسشگر و خبرنگار شریف در جامعه ایران، این جلادان بدطینت دارای رسانههای اختصاصی یکطرفه برای بیان دیدگاه خود هستند.
#تروریسم_اقتصادی
قرار بود با حذف #ارز_ترجیحی فقط چند کالا گرون بشه ولی همه چی گرون شد اونم چندین بار و همچنان هم گرانتر میشه!
چرا؟
چون تعیین نرخ ارز رو در این وضعیت جنگی دادن دست چندتا دزد و فاسد
هرچی بالاتر سود بیشتر و مردم بدبخت تر
تو ایران کوچیکترین حرفی به قالیباف و اژهای بزنی تا بیچارت نکنن ولت نمیکنن ولی هر خری تا دلش میخواد به شخص اول مملکت توهین میکنه و هیچکسی نیست ادبش کنه.
یعنی حتی یک نفر از انبوه کسانی که برای شوک درمانی زمینهچینی کردند، با دیدنِ نتایجِ واقعاً فاجعهبار آن- که در گزارشِ بهمن ماه مرکز آمار هم قید شده- شرافت اذعان به اشتباه و جسارتِ بازنگری در رویکرد خودش را ندارد؟
در اینکه جامعه ما دچار یک حماقت جمعی شده شکی نیست
اما وقتی حاکمیت علیرغم فاجعه سیاه دیماه و تهدید وجودی تمدن ایرانی، حاضر به ذرهای عقبنشینی از پروژه شوکدرمانی و ایستادن در کنار فرودستان بجای ایلگارشها نیست، چه توقعی میتوان از مردمی داشت که تحت فشار اقتصادی درحال له شدن هستند؟