رفتم دکتر زنان با دوستم که تنها نباشه ، طرف با یه بچه تو سن ۵۰ سالگی با شوهر کارگر و خودشم یه دونه دندون سالم تو دهنش نیست و همون یه بچش کل کلینیک و رو سرش گذاشته و نمیتونه کنترلش کنه ..
حالا در تلاشه یه بچه پسر بیاره چون خوشش از پسر میاد و ناراحت از اینکه دکتر جوابش کرده !
#سکوت
همه کارام رو این روزا با یه آرامش زیاد از حدی انجام میدم و به هیچی جز اون لحظه نمیتونم فکرکنم ،فکرم میپره یهو ، انگار میخوام از ثانیه ثانیه این روزا استفاده کنم یه حسی تو وجودم بهم میگه به زودی دنیا قراره زیر و رو بشه ..