سال دوم دبیرستان مبصر بودم
یه روز کلاس شلوغ بود ناظممون اومد گفت کی بود گفتم آقا شلوغ بودن همه، کیو بگم
دوباره رفت اومد گفت اسم بده گفتم زیاد بودن، نفهمیدم
بعد گفت نمیتونی بشین، رفتم نشستم
گفت کی میتونه مبصر وایسه
۱۰ تا دست بلند شد =)))
از اونجا کون لق بقیه رو سرلوحه قرار دادم
این حجم بچه گربه توی تایملاینم اصلا دیگه حس خوبی بهم نمیده.قشنگ معلومه یسری برای ایمپرشن گرفتن این بچه هارو میارن ، عکساشونو میگیرن بعد یکی دو هفته که میبینن نمیتونن نگهش دارن میان دنبال سرپرست میگردن!
اینا پیش مامانشون تو سطل آشغال باشن بهتر از اینه کنار شما احمقا زندگی کنن.