وسط هر کاری که باشم، هر جایی که باشم، تا دو دیقه میام این گوشی رو دست بگیرم یادت میفتم. نتونستم بفهمم که اونقدر صادقانه تلاش کردم و صبوری کردم و آخرم هیچ در تو اثر نکرد. چه حیف بودیم.
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بییاد تو بنشینم
عصبی و مستاصلام. دیگه اصلا آستانهای برای تحمل در من وجود نداره. هر رخدادی در روزمرهم با چیزی تلخ و دردناک کدگزاری شده انگار. درکم از روزمرگی و سادگیهای روزمرگی از بین رفته. فکر کردن به هر چیزی به یه شکلی آزارم میده. از سایهی خودم هم میترسم.
توی توضیحات کانالش نوشته:
"...بودن، بودن، همیشه بودن، بودن تا سر حد امکان، پُر از رد زندگی بودن."
ما کسانی را از دست دادیم که از همهی ما زندهتر بودند. عاشقترینِ زندگان.
#رها_بهلولی
بهتزدهام. زور میزنم چهار تا کلمه کنار هم ردیف کنم که حسمو بگم اما ازم برنمیاد.
واقعا احساس میکنم دیگه حتی دنبال یه بارقه برای زندگیکردن هم نمیتونم بگردم.
اولینباره که دیگه ادبیات هم نمیتونه همدردی کنه. تمام کلماتِ «خون در زمین فرو نرفت» و «ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم» و «چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند» و «از چاه که آب میکشی» همه بیهوده و مسخره و سانتیمانتال و دور از خشونتی که تجربه کردیم و خشمی که داریم به نظر میرسن.
امروز صبح متوجه شدم آیدا حیدری دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران توسط این حرومزادهها کشته شده. واقعا خدا به خانوادهش صبر بده
جنازهش رو به سختی تحویل گرفتن حتی به جنازهی بچههامونم رحم نمیکنن
نذاریم اسم بچهها شنیده نشه
#آیدا_حیدری#DigitalBlackoutIran#IranRevolution2026
جاویدنام زهرا (رها) بهلولیپور
دانشجوی رشتهی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران
که رژیم خونخوار، پنجشنبه ۱۸ دیماه در خیابان فاطمی به سر او شلیک کرد.
در محفل عاشقان رقصید و جانش را فدای ایران عزیز کرد.
هر کسی آشنای دور یا نزدیکی داره که کشتهشده. من نمیدونم با چی باید این وضعیت رو توصیف کرد. اینها جلودارهای ما بودند، شجاعترینهای ما.
من هیچ آرزویی جز دیدن نابودی شماها تو زندگیم ندارم. امیدوارم یهروز یکیتون رو با دستهای خودم خفهکنم.
۱۸ و ۱۹ دی، پنجشنبه و جمعه، با هر عقیدهای و فراتر از هر باوری، برای جنگلهایی که سوختند، دریاچههایی که خشک شدند، مردمی که هر روز فقیرتر و غمگینتر شدند، برای نجات ایران، کنار هم بایستیم.
۱۸ و ۱۹ دی، پنجشنبه و جمعه، با هر عقیدهای و فراتر از هر باوری، برای جنگلهایی که سوختند، دریاچههایی که خشک شدند، مردمی که هر روز فقیرتر و غمگینتر شدند، برای نجات ایران، کنار هم بایستیم.
برنجپاشی آبدانانیها رو دیدم. این شعور، این درک چطور در تخیل جمعی محرومترینِ مردم میاد و در لحظه تبدیل به یه اکت میدانی میشه؟ باید از بزرگی شما نوشت.
#آبدانان
خداروشکر توییترم خلوت شده ولی هرچند وقت یهبار به خودتون یادآوری کنید شما برای تغییرات حداقلی(سیف رییس ادبیات نباشه) با عن و گوهتر ازینها بستید.
کار با اونایی که کون گوهیشون(سیمکارت سفید)رو شد ندارم.
اما رها کنید افسون اون انجمن کیری رو. دم پس بدید.
من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان میگذارم و از شما دعوت میکنم که این پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، همزمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابانها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار کنید. درنتیجه بازخورد این حرکت، من فراخوانهای بعدی را به شما اعلام خواهم کرد.
تاثیری که اون دوازده روز در کشیدن تخم اینها داشت رو هیچچیز دیگهای نمیتونست داشته باشه. خیابونها رو ببینید، اون جملات قصارتون که "جنگ باعث میشه مردم به حکومت نزدیک بشن" کصشری بیش نبود.
اون ریتوییتهاتون در حمایت از قطع اینترنت رو من یکی یادم نمیره.
حالا دربارهش صحبت میکنیم
به قول یه دوستی، بسامد امروز شعارهای خیابان با کسانیست که جای عارقهای روشنفکرانه از دی ۹۶ تا حالا رو در رو با مردم صحبت میکنند. اگر از درک بدیهیترین واقعیات عاجزید، کنار بایستید.