ایول بابا همه دیگه شدن طبیعتگرد و عشق کمپ سریع هم میرن تا دسته همه وسایلی میخرن چمیدونم میز و مبل و یخچال فریزر و… میرن واسه خودشون کیف میکنن.
منم عشقش رو دارم ولی فقط یه زیلو حصیری دارم هرجا میرم پهن میکنم میشینم روش بعد جمعش میکنم میام😂🤦🏻♂️
بعد از شام، ورود به خلوت پدر ممنوع بود. بچه بودم و کنجکاو، داخل خزیدم تا ببینم چه میکند. پدرم فارغ از دنیا، سر روی پای مادرم گذاشته بود و نوازش میشد. متوجه حضورم شد و صدایم کرد. با ترس نزدیک رفتم؛ گفت اگر تا سی سالگی، پایی برای سر گذاشتن پیدا نکردی، سرت را یک گوشه بگذار و بمیر!