دقیقاً در همان سالها رضا پهلوی شده بود ستاد انتخاباتی اصلاحطلبان و در مصاحبه با نادر رفیعی از شبکه امید ایران گفت:
«ما از مرحله انقلاب عبور کردیم و به مسئله تحول بایستی نگاه بکنیم»
ولی خب بخش رضای حافظه اینا پاک شده!
یکی از زباله ترین و کثیف ترین اکانت های اینجا حافظه تاریخیه.
به محض اینکه کسی داخل ایران اعتراضی میکنه یا محبوبیتی بدست میاره، میگرده یه ویدئوی ۱۰۰ سال پیش ازش پیدا میکنه و میگه این طرفدار حکومته.
اما درباره خطیبی، برزو ارجمند، احسان کرمی، فرخ نژاد، نصیری و ... خفه خون گرفته.
با تصویر سمت چپ کاری ندارم (اون بحثش پیچیدهتره). ولی فک کنم پوشیدن تیشرتی که تصویر آتشنشان کشته شده تو ۱۸ دی رو داره به مراتب از هر توییتی که ما در کمال امنیت از خارج ایران میزنیم، اکت شجاعانهتریه. اینجوری که همه با هر فکری دایرهی ادمای مورد قبولشونو اینقدر کوچیک کردن به هیچجا نمیرسیم.
شما اگه متعلق به طبقات بالای واقعی جامعه باشی میدونی یک قانونی توی خونه ها هست که کسی که خونرو میاد تمیز کنه نباید روی میزی غذا بخوره که اعضای خانواده و اطرافیانشون اینکارو میکنن دلیلش هم اونایی که این قانون رو گذاشتن میدونن چیه.
خلاصه استوریهای #کیانا_عظیمیان:
«بخشی از حافظهام را از دست دادم»، «بخشی از حافظهام برگشت»، «دقیق یادم نیست»، «فکر میکنم»، «اگه درست یادم باشه».
مدرک؟ «مدارکش دست آدم امنیه»، «بعدتر میدم»، «اگر من چیزیم شد همه بدونن».
و در پایان، نسبت دادن اتهامهای سنگین جاسوسی و نفوذ!
امروز مادربزرگم وقتی دید نمیتونه به تنهایی روی پاهاش وایسه گفت من بابام رو میخوام (که ۲۵ ساله فوت شده ) یاد اون دیالوگ فیلم Father افتادم که آنتونی هاپکینز میگفت: من مامانم رو میخوام !
واقعا اخرین پناه هرکسی پدر و مادرشه .
پسرا جدیدا یاد گرفتن و میگن:
«مادرای ما اخرین نسل زنای خوب بودن»
نه عزیزم،مادرای شما آخرین نسل زنایی بودن که بی احترامی و مردسالاری میدیدن و سکوت میکردن.
یک روزی، بیست، سی سال دیگه، وقتی فرزندانت بزرگ شوند و از تو بپرسند در آن روزهای پردرد چه کردی، بهتر است سکوت کنی. چون حقیقت این است که در حالی که مردم در آتشِ بحران میسوختند، تو نه مرهمی بودی و نه دردی را دوا کردی، فقط با پرمدعایی تمام، با نیشهایت بر زخمهایشان نمک پاشیدی تا سهمی در هیاهوی رنج دیگران داشته باشی.