با پسر خوشگله و دوتا از دوستامون تو راه شمالیم و منو رفیقم یه چمدون پر وسیله آوردیم بازم استرس داریم چیزی جا گذاشتیم؛
خدا شاهده این دوتا پسر هیچی نیاوردن و خیلی ریلکس دارن سیگار میکشن موزیک گوش میدن 🤣
من فقط داشتم تداعی خاطرات براش میکردم که اکسم با این همه عذابی که بهم داد یه شاخه گل هم بهم هدیه نداد؛
۱۰ دقیقه بعدش گفت مگه من مردم! من حتی میدونم گل مورد علاقت چیه! ♥️
سمیه دردت دردمه 🫀