نه به مادر کسی فحش داد
نه گفت میخوام کسی رو از تیر برق آویزون کنم
نه گفت من باید پادشاه ایران بشم
نه عصبانی بود
نه از همه طلبکار بود
سربلند و کمی غمگین و آرام بود...
«گفتم: شما به امیدوار بودن معتاد شدهاید، صبح که بلند میشوید مثل کلاه و پیراهن و سنجاق کروات امیدواریتان را هم میپوشید.»
- نیمهی تاریک ماه؛ هوشنگ گلشیری.
من از آدمهايى كه هميشه نگران تاثير حرفهاىشان روى قلب ديگران هستند خيلى خوشم مىآيد، آنها خوش قلبترين آدمهاى روى زمين هستند.
«جايی كه خرچنگها آواز مىخوانند»
دليا اوئنز
دخترای عاشق رو دیدین؟
دختر عاشق همیشه غم داره، یه اندوهی داره، یه بار سنگین رو قلبش... .
...
و راضیم از منِ احساساتی خالی از احساس، که
زندگیش رو بدون عشق، در رهایی و بی حسی میگذونه.
در پاییزِ خونه ی مادر بزرگه.