سرانجام وقتی از کمالگرایی دست میکشیم، وقتی برای آرزوی محالِ «بزرگ و بینقص بودن» سوگواری میکنیم، امکانهای بیشماری را پیش روی خود میبینیم. میبینیم میتوانیم بدون شرم از طبیعت انسانی خود تجربه کنیم، اشتباه کنیم، یک انسان معمولی باشیم و همچنان دوست داشته شویم.
آدم را، شرمندهی قلبش میکنید!
ما برای حرف زدن با شما،
هزار بار خودمان را قانع کردهایم
که آدم حسابی هستید و مهربان…
عقلمان را قانع کردهایم که بر دهانش چسب بزند
و همین یکبار را به سخنان قلبی تپنده، گوش دهد
چه بد که همیشه ما را،
شرمندهی تصورات خوبمان میکنید!