میخوام یه کاغذ به خودم آویزون کنم روش بنویسم من از لحاظ روحی و روانی بسیار حساس و شکننده هستم و در حال حاضر کوچیک ترین ضربهای اشک من رو در میاره لطفا نزدیک من نشوید
بچه ها چطوری به یسریاتون باید فهموند که «عشق ورزیدن» به کسی که زندگیمه اسمش حمالی و بدبختی نیست!؟
من واقعا چشمام قلبی میشه وقتی کاری میکنم که خنده میاد رو لبای پارتنرم و در مقابل حتما اون هم توی رابطه رفتارش طوریه که من عشقی که ازش دریافت میکنم رو پس میدم، مگه نه؟!
من نه دیگه برا اینده پنج سال بعد نه ده سال بعد ن ازدواج نه خوندن تخصص نه مهاجرت ن بچه دار شدن هیچی مطلقا هیچی برنامه ای ندارم ذوقی هم نیس!
الان تنها کار دم و بازدمه!