داشتم فکر میکردم اون زمان که ته حسابم نهایت ۵۰۰ هزار تومن بود و نه ماشین داشتم نه موقعیت مناسب، چقد اوقات خوب و دل خوشی با دوستام داشتم. الان انگار همه چیز خاکستری شده و احساس ایزوله بودن میکنم. امیدوارم اثرات ارشد باشه و زودتر تموم بشه
خب حداقل به نظر میرسه خواهر و برادرا به خاطر فوت مادرشون هم که شده از کینه ها و دعوا های قدیمی دست برداشتن. البته صمیمیت ما نوه ها هم بی تاثیر نبوده.
امیدوارم صرفا به خاطر حفظ آبرو جلوی مردم نباشه و بعد از چهلم هم این جو مثبت ادامه داشته باشه
خب حداقل به نظر میرسه خواهر و برادرا به خاطر فوت مادرشون هم که شده از کینه ها و دعوا های قدیمی دست برداشتن. البته صمیمیت ما نوه ها هم بی تاثیر نبوده.
امیدوارم صرفا به خاطر حفظ آبرو جلوی مردم نباشه و بعد از چهلم هم این جو مثبت ادامه داشته باشه
داستانای خیلی قدیمی از گذشته که میگه نشون میده تو خانواده ما همیشه سختی و دراما وجود داشته.
گویا جدِ جد من(جد دوم) یه خان مستبد بوده. در واقع سالها مقاومت علیه روس ها در جنگ جهانی دوم توی ارتفاعات شمال کشور، بهش خوی خشن و شکاک داده.طوریکه نوه خودش رو محروم از مال و تبعیدش میکنه
امروز کنار پدربزرگم که دمانس داره بودم، فهمیدم من رو با پدرم تو سن ۲۸ سالگیش اشتباه میگیره و سراغ "امیر ۵ ساله" میگیره.
گفتم به نظرت امیر تو آینده چی میشه. گفت اینکه نهال و جوهر وجودش در آینده چی میشه بستگی به تربیتت داره.
یه کشاورز روستایی و بیسواد ولی با دانش کلمات خیلی بالا!