پناه میبری به خودت، پارتنرت و زندگی شخصیت تا از سیاهیهای بیرون در امان بمونی، ولی درست وسط همین تلاشا خانواده بهت حمله میکنه و سیاهیش غر��ت میکنه.
چیه این خانواده که در چشمبرهم زدنی همهی تلاشاتو نابود میکنه؟
@ih4msa «دوست دارم فکر کنم شاید یه روزی پیرمردی مثل من بشی و برای یه جوون توضیح بدی که چطور ترشترین لیمویی رو که زندگی میتونست بهت بده، گرفتی و تبدیلش کردی به چیزی شبیه لیموناد.»