یه قابلمه آب گذاشتم روی گاز پاستا درست کنم و وقتی جوش اومد خاموشش کردم پایینش نشستم ده دقیقه گریه کردم و بعد رفتم خوابیدم؛ از همین تنها بودن خوشم میاد. چون مسئولیتی در قبال آبی که جوش اومده نداری.
خیلی دلم میخواد دوشنبه که میرم سر کار با لگد بزنم زیر میز و بگم: کون لق خودتون و شرکتتون و طراحی مدارتون و الکترونیکتون. من از اول دوست داشتم نجار یا آشپز بشم و بعد بیام بیرون.
ولی تخمشو ندارم.
ترم دوم حقوق جنایی داشتیم و تو سمینار تجاوز یه پسره مزه ریخت و به استاد گفت:اگه متجاوز به زنی که خیلی زشته و هیچکس نگاهش نمیکنه تجاوز کنه زنه نباید ممنون باشه؟استاد خیلی راحت گفت تو ممکنه گرسنه باشی پسر ولی فکر نمیکنم خوشت بیاد یکی به زور یه مقدار مدفوع بریزه تو دهنت،درسته؟