@Ashkan_Atheist@gomnami7654 نتونستی حرف منو باطل کنی
اون فقط ی مسلمون صورتیه
من بیدینم اما اگه زرتشتی میبود طرفش رو میگرفتم.
رضا پهلوی نه منو گردن میگیره نه تورو « من نماینده اسلامستیزها نیستم.»
اعتقادات درصورتی به کسی ربطی نداره که دین باشه نه مذهب. مذهب مثل مذاهب ابراهیمی. دین مثل زرتشتی، بودیسم و ...
@Ashkan_Atheist@gomnami7654 اشکان جون درست میگی اما خب ��ود رضاپهلوی هم مسلمونه. منبع: مصاحبه سال ۲۰۰۹ و اسم بچهش که نورالزهرا است. بعلاوه یه جا میگه اگه قراره اسلامستیزی کنید همون بهتر که این رژیم بمونه و من نماینده اسلامستیزا نیستم.
رضاپهلوی یک شیعه آریاییه.
تمام حرفام مستند بود.
@KafirKish کافرکیش تو که از شاهزاده حمایت میکنی میدونی چنین جملهای گفته؟
اگه قراره اسلامستیزی بکنیم همون بهتر که این حکومت باقی بمونه و من نماینده بخش اسلامستیز نیستم.
1️⃣/4️⃣
🛑قسمت یک:
🛑چرا مدرک دکترا و لیسانس و دیپلم #مصدق جعلی و بی اعتبار است؟
چرا محمد مصدق مدرک تحصیلی ششم ابتدایی و دیپلم دبیرستانی ندارد؟
مصدق در حقیقت به چه دلیل از ایران فرار کرد؟
مصدق چرا درخواست سلب تابعیت از کشور ایران و درخواست پناهندکی ��ر سوئیس کرد؟ آیا در شأن رهبری جبهه ملی این است که اینگونه قوانین را به سخره بکیرد و هر کجا که اراده کرد به نسلهای پیاپی ایرانیان دروغ بگوید؟
در طول سالیان دراز پیروان آقای مصدق از ایشون یک بت غیر قابل دسترس ساخته اند و با هرگونه نقدی شدیدترین برخورد ها را کرده اند. اما گذشت سالها و فروکش کردن اتمسفر پوپولیستی ساخته اعضای جبهه ملی و فروخفتن غبارها از حقایق #شورش_فرومایگان_۱۳۵۷ به محققین فضای بهتری برای بررسی دقیق و غیر جانبدارانه از شخصیت و زندگینامه محمد مصدق هدیه داده است.
متأسفانه پیروان مصدق با چشم پوشی از دروغگویی ها و موارد متضاد در زندگینامه هایی که خود ��صدق به قلم خود نوشته است، در کارنامه این درباری و اشراف زاده قجری موارد متعدد تخلف، دور زدن قوانین برای جاه طلبی های سیاسی، دروغگویی جعل اسناد، سوء استفاده از مناصب اداری و پوپولیزم را پنهان کرده اند.
🎯از دید من یکی از بزرگترین خیانت های اعضای جبهه ملی و پیروان روشنفکر مصدقی، دروغهایی است که در مورد مدرک #دکترای_مصدق گفته شده است.
در این تحقیق تلاش کردم گزیده ای از موارد جعل و سوء استفاده و تخلف و دروغگویی های مصدق را اینجا گردأوری کنم که با خاطرات متناقض خود مصدق ثابت میکند که او نه تنها مدرک دکترای معتبری ندارد بلکه دانشنامه لیسانس و دیپلم دبیرستان و حتی گواهینامه پایان مدرسه ابتدایی را هم نداشته است.
اجازیه بدید از دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دبیرستان ایشون شروع کنیم. در زمان ��ودکی مصدق مدارس ایران به دو دسته تقسیم میشدند:
1️⃣ مدرسه های سنتی مانند مکتب خانه ها ومدارس طلبگی
2️⃣ مدارس کم تعداد با سبک نو در تهران و تبریز (دارالفنون)
مصدق السلطنه دوران مکتبخانه و دوره مقدماتی مدرسه طلبگی را به مانند دیگر خانوادههای اشرافی با معلم سرخانه گذراند. به همین ��لت هیچ وقت نتوانست گواهینامه معتبر ششم ابتدایی و دیپلم دبیرستان را به دست آورد که خواهیم دید همین امر بعدها در زندگی او باعث چه مشکلات
عدیده ای شد.
در دوران مظفرالدین شاه در تاریخ ۲۸ آذر ۱۲۷۸ مدرسه سیاسی در تهران تأسیس شد که دوره تحصیلی ۴ ساله داشت و شرط سنی پذیرش در آن این بود که سن ورودی دانشجوها بین ۱۵ تا ۲۲ سال باشد. تعداد دانشجوهای ثبت نامی در اولین دوره این مدرسه ۱۷ نفر بود که پس از ۴ سال اول فقط ۸ نفر توانستند از مدرسه فارغالتحصیل شوند که هر ۸ نفر هم به اسخدام وزارت خارجه درآمدند.
اما ببینیم مصدق در کتاب خاطرات خود (ص۵۴،۵۵)چه دروغی در مورد علت درس نخواند�� در مدرسه سیاسی آورده است:
🚫 من به دلایل شرایط سنی نتوانستم در این مدرسه پذیرفته شوم!
او در بخش دیگری از خاطرات خود یک مطلب متناقض دیگر میگوید:
"یک مستخدم دولت پس از سالها تصدی کار و خدمت نمیتوانست در عداد (شمار) محصلین آنجا درآید (منظورش نداشتن شرط سنی لازم است که دروغ است) پس تحصیل خود را در حدود برنامه درسی مدرسه تهیه کردم و ایامی را با استادان گرامی شادروان شیخ محمد کاشانی، میرزا عبدالرزاقخان بغایری، میرزا غلامحسین خان رهنما و...گذراندم".
می بینید که با اعتراف خود مصدق در کتب خاطراتش، مشخص میشود که بدون شک مصدق برای تحصیل نه به مدرسه های جدید تهران (دارالفنون) رفته و نه حتی زمانی که همراه با مادر خود به تبریز رفت علاقه ای به تحصیل در مدرسه دارالفنون آن شهر داشته.
🎯 در نتیجه بدیهی است که هیچ مدرک گواهینامه ششم ابتدایی یا دیپلم دبیرستان نداشت که خودش هم بارها به این مشکل در خاطراتش اشاره کرده است.
🚫اما مصدق اینجا در خاطراتش در مورد شرط سنی به وضوح دروغ میگوید زیرا در زمان تأسیس مدرسه سیاسی تهران او ۲۰ سال داشت اما پس از مدتی
درس خواندن در منزل با معلمان خصوصی ادامه تدریس را رها کرد. گروهی علت این بیرغبتی به تحصیل در مدرسه سیاسی را این دانسته اند که چون مصدق در همان زمان با روابطی خانوادگی که در دربار قا��ار داشت به سِمت پرمنفعت مستوفی خراسان گمارده شده بود، شغلی که بواسطه آن در ابتدای جوانی و بدون مدرک وبدون تجربه خاصی، مسلما درآمدی چندین برابر اساتید خود در مدرسه سیاسی داشت!
اما ۷ سال بعد هنگامیکه ۵ سال از سن مجاز ورود به مدرسه سیاسی گذشته بود (پس از استقرار مشروطیت) دوباره یاد تحصیل افتاد و در این مدرسه مجددا ثبت نام کرد. خوب کسی که بالغ بر ده سال مستوفی پردرآمد خراسان بوده قاعدتا دیگر حالا کسر شأن خود...
۱/۴
ادامه در کامنتها و پروفایل من پست شده است👇
علی خامنهای، بهمن ۱۳۸۹:
حکومت وراثتی بود. یکی میمرد، یکی را به جای خودش معین میکرد. مردم هیچ نقشی نداشتند؛ میخواستند، نمیخواستند، ناچار باید قبول میکردند