یه بار با یه بنده خدایی که یه بوتیک خفن داشت رفتیم جنس بیاره رفتیم عبدل اباد کوچه پس کوچه های خیابون بدر تو پارکینگ یه ساختمون قدیمی ساخت وقتی وارد شدیم دیدیم از چه بوتیکای خفنی تو تهران نشستن جنس بگیرن😂
حالا بحث عبدل اباد داغه بگم
پارسال با ی بنده خدایی ارتباط داشتم دوستش پرسید تو شلوار جیناتو از کجا میخری خیلی خوبه
گفتم ی مغازه اوتلت هست تو عبدل اباد از اونجا میخرم خواستید بگید باهم بریم
روزگار گذشت من با این بنده خدا قطع ارتباط کردم
اونم رفت همه جارو پر کرد فلانی لباساش