اوشون و خیلی زنهای دیگه، «به خاطر» زن بودن نیست که به درجات بالا توی شغل و زندگیشون رسیدن،
اونا «علیرغم» زن بودن و تمام چیزایی که به همین دلیل بهشون تحمیل میشه تونستن به اینجایی که هستن برسن.
این چند روز یه نمایه ریزی از افکار و احساسات آدما رو به همچین زنی دیدید...
Remember those stories about male writers who stopped writing after their wives died, and we called it "losing their muse"? They didn't lose inspiration, they lost their uncredited co-writer.
یکی از پایدارترین ابزارهای ساکتکردن زنان، بیاعتبارکردن گوینده بهجای پاسخدادن به سخن اوست.
روزگاری نه چندان دور٬ زنانِ معترض «هیستریک»، «عصبانی»، «نامتعادل»، «افراطی»، «دیوانه» یا حتی «جادوگر» نامیده میشدند. امروزبرای ساکت کردن زنان٬ آنها را به «ترنسفوبیا»، «نفرتپراکنی»، «پروپاگانداگری»، «نشر اکاذیب» یا حتی «زوال عقل» متهم میکنند.
واژگان تغییر کردهاند، اما سازوکارهمان است: انتقال بحث از صحت یک ادعا به مشروعیت گویندهی آن. دیگر موضوع صدق یا کذب گزاره نیست، موضوع تنزل اعتبار گوینده است.
استفاده از ابزارهای زبانی برای ساکتکردن زنان پدیدهی تازهای نیست. بخش مهمی از تاریخ زنان و تاریخ مبارزات فمینیستی، مبارزه با همین سازوکار بوده است. بهجای پاسخدادن به آنچه زن میگوید، ابتدا خودِ گوینده را تعریف، طبقهبندی و بیاعتبار میکنند. بهجای ابطال ادعای زن، اساساً صلاحیت و حقانیت او برای سخنگفتن را زیر سؤال میبرند.
زن ممکن است مدرک، داده و استدلال ارائه کند، اما پیش از آنکه استدلالش بررسی شود، برچسبی به او الصاق میشود که قرار است به مخاطب بگوید سخن او اساساً ارزش شنیدهشدن ندارد.
مرحلهی بعد حتی ظریفتر است: مرکز ثقل بحث از «حقیقت» به «احساسات مخاطب» منتقل میشود.
«تریگرشدن» یا «تروماتایزشدن» مخاطب از «آزادی بیان» و «حق زن» برای بیان سخنش مهمتر تلقی میشود. دیگر نمیپرسیم «آیا آنچه این زن میگوید درست است؟» میپرسیم «آیا شنیدن آن برای دیگری ناخوشایند است؟» بدینترتیب، واکنش عاطفی و احساسِ ناراحتیِ مخاطب عملاً به استدلالی علیه خودِ سخن تبدیل میشود. رنجش فردی که موضوع نقد است، از حق زن برای بیان آن نقد مهمتر میشود.
حتی بخش مربوط به خشونت کلامی در این متن قابل توجه است. توصیه به پرهیز از فحاشی نه اساساً به این دلیل صورتبندی شده که «خشونت کلامی» علیه زنان نادرست است، بلکه چون ممکن است زن معترض را در «جایگاه قربانی» قرار دهد و به او امکان بیشتری برای شنیدهشدن بدهد. یعنی حتی منع خشونت علیه زن نیز نه از منظر حرمت زن، بلکه از منظر جلوگیری از تقویت جایگاه او در مقام معترض توجیه میشود.
و در نهایت به یکی از قدیمیترین ابزارهای زن ستیزی میرسیم:
«دیوانهانگاری از زنانِ معترض».
تاریخ «هیستری» در پزشکی بهشدت با جنسیت گره خورده است. برای قرنها رفتار، خشم، نافرمانی و حتی شکایتهای جسمانی زنان میتوانست با ارجاع به وضعیت روانی آنان بیاعتبار شود. بنابراین وقتی امروز زنی که اعتراض میکند، بهجای مواجهه با استدلالش «عصبانی»، «نامتعادل» یا حتی گرفتار «زوال عقل» معرفی میشود، نمیتوان تاریخ این زبان را نادیده گرفت. این به آن معنا نیست که هر انتقادی از رفتار یک زن زنستیزانه است. اما وقتی ارزیابی شخصیت، عقلانیت یا وضعیت روانی زن جای پاسخ به استدلال او را میگیرد، با الگویی بسیار قدیمی و شناختهشده روبهرو هستیم.
و شاید تأسفبارترین بخش برای من این باشد که چنین زبانی از جانب کسی به کار میرود که «خود را فمینیست مینامد».
«ترف» که یک نحلهای ازفمینیزم است، اینجا به برچسبی تحقیرآمیز برای تفکیک «فمینیست خوب» از «فمینیست بد» تبدیل میشود و در خدمت سرکوب تکثر آرا در درون خود فمینیزم قرار میگیرد.
برچسبزنی سیاسی زمانی خطرناک میشود که جای استدلال را بگیرد. لازم نیست گفتهی مخالف را رد کنید، کافی است نامی بر گوینده بگذارید که پیشاپیش او را از دایرهی گفتوگوی مشروع خارج کند.
این همان سنت دیرینهای است که زن معترض را نه لزوماً «دارای نظر اشتباه»، بلکه فردی اساساً نامعتبر، نامعقول و نهایتاً ناشایستهی شنیدهشدن میسازد.
واژگان تغییر کردهاند، سازوکار سرکوب همچنان پابرجاست.
“The child you aborted could have cured cancer”.
So could the women you kept in the kitchen, denied education, autonomy, basic human rights, and forced to carry a baby to term.
@lixin5jtg People who are born as male will never understand the horror of facing discrimination of being a women YOUR WHOLE LIFE. Bc transwomen still receive their privilege of being "male", they often don't understand how many women are oppressed.
"Men go through false r@pe cases" ok then stop having s€x with women. Don't put yourself in dangerous situations. Stay home. Don't let women into your house.Don't give s€xual vibes. Be a good boy and don't ask for it
یعنی اگر من تصمیم بگیرم با خر از مرز رد بشم و برم خارج کشور آزمونام رو بدم، فردا وزارت خزانه داری آمریکا ورود هرگونه خر ایرانیالاصل به خارج از مرزهای ایران رو تحریم میکنه و مجبور میشم سر مرز خر جدید تازه نفس خارجی کرایه کنم!
دختر خانم های ۱۵-۱۶-۱۷-۱۸ که این متن رو میبینید !
هر آقایی که بزرگتر از خودتون بود
تاکید میکنم هر آقایی !!!
و اومد سمتتون
که باهاتون رابطه عاطفی یا جنسی بر قرار کنه
و از سنتون هم اطلاع داشت
بی شک بیمار روانی و جنسیه و آدم مریضیه و نرمال نیست و ازش دوری کنید و خام حرفاشون نشید !
توی اسکاتلند سالهاست که نوار بهداشتی رایگانه. همه مصحولات مربوط به دوره قاعدگی رایگانن.
مطمئنم اگر توی ایران رایگان شن، ۱ درصد، چیزی که نمیزاره، قیمتام نیست. مرد هان. مرد ها.
و خوب میفهمید چرا میگم اینو.
خب بچهها از اونجایی که داره کم کم هزینههای درمانی و تشخیصی هانتر برام زیاد میشه، پیج کاریم رو میذارم اینجا
اگر دوست داشتید فالو کنید و به دوستاتون هم معرفی کنین
البته که مدیریت پیج هم دست هانتره
قبلا جایی میخواستی سابمیت کنی یک چیزیو ایران بین کشورهای محل اقامت نبود و نمیتونستی انتخاب کنی تو فرم، جدیدا میبینم ایرانو هم از لیست محل تولد هم حذف کردن :) یک systematic discrimination علیه ایرانی ها در سطح جهانی در حال اجراست
هی میگن خب برید یه کشور دیگه فلان آزمون رو بدید. وا!؟
خب اولا من یک حقی داشتم که ازم سلب شده. دوما چیزی که میتونستم تو همین ایران انجام بدم چرا باید nتومن بیشتر بدم تا برم یه کشور ثالث درحالی که ممکنه نتیجه نده
سوما هی خرد خرد هزینه اضافه میشه هرسال درحالی که من دارم فقیر تر میشم
الان همتون اینجورین که وای چرا آمریکا اروپا دارن اینجوری میکنن؟چرا دیگه ایرانی راه نمیدن؟چرا انقدر مهاجرت رو سخت کردن؟پس چطور از دست اخوند فرار کنن؟ حداقلش میتونین دفعه بعد نرین قاطی فاشیستهای خارجی و تو تظاهرات ضد مهاجرا شرکت کنین.اونم وقتی خودتون مهاجرت کردین و ما اینجا داریم زیر آخوند منتظر فرار جون میدیم.