بنظرم دنیای تصویر بیش از اینکه برای دیده شدن باشه،برای آشکار شدن آدمهاست. هر رنگ،هر قاب و هر چیزی که توی تصویر میبینیم،یه جایی از حافظه و جهان درونی آدم پشت دوربینه.
شاید برای همینه که تصویرها رو نمیسازیم؛اونها از قبل در ما وجود دارن و فقط یه روز راهی برای دیده شدن پیدا میکنن
هیچ کتابی، هیچ مذهب و هیچ ایدئولوژی ای بالاتر از جان انسان نیست. ایمان تا جایی محترم است که خون نطلبد. آنجا که عقیده به حذف انسان برسد
تقدسش فرو می ریزد و مقاومت در برابرش یک وظیفه اخلاقی است
وقتی باور، خشونت را توجیه کند، از ساحت قدسی به ساحت سیاسی سقوط میکند،و باور نو مرا میکشد
نمیدونم چطور توضیحش بدم،
ولی اون انرژی اولیهای که از آدمها میگیری، معمولاً خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی دربارهشون میگه.
بارها شده از یکی خوشم نیومده و با گذر زمان دیدم عقایدش، رفتارش و حتی آدمهایی که باهاشون در معاشرته دقیقاً همون چیزاییه که همیشه ازشون اجتناب میکنم.