سر یکی از زخمیهای نمازگزار #زاهدان روی زانوم بود، دست چپم رو محکم گرفته بود و فقط این جمله رو تونستم ازش بشنوم:
براس! من نلوٹین مرین!
برادر! نمیخوام بمیرم!
#روایت
یه ذره سن داریم، باهاش جنگ داخلی رو دیدیم، جنگ خارجی رو دیدیم، دو سال عجیبی که کرونا اومد دیدیم، شدیدترین تورما رو دیدیم، دلار هزار تا ۳۳هزار تومنی رو دیدیم، ادمفروشی دیدیم، بی شرفی دیدیم، جون کندن واسه زندگی رو دیدیم، همه چی هم خوب شه من یکی دیگه اون ادم سابق نمیشم.
#مهسا_امینی