تو یه آموزشگاه زبان کار میکردم، یه خانومی اونجا کارای نظافت رو انجام میداد که وقتی بهم گفت متولد ۵۵هستش باورم نمیشد انقدر شکسته بود، عصرا موقع رفتن از فرط کار بوی عرق میداد، یه اسپری بدن داشت که باهاش دوش میگرفت و مپرسید الان بوی خوب میدم؟
و هیچ وقت هیچ کس دلش نمیاومد بگه نه