دیدن یه تصویر قشنگ تو آینه ماشین
هرچقدر هم لذت داشته باشه،
تو داری هر لحظه ازش دور میشی
یه غمی باهاشه ...
مثل بعضی تجربه ها یا خاطره های زندگی ...
.
.
پ.ن: حالا یکی میاد میگه اگه دنده عقب بری فلان .... گیگیگیگیگی ...
دیگه واقعا وقتشه یه پیرمرد مهربون رو از خیابون رد کنم و اونم کلی مال و منال و بی فرزند و دیالوگ تو پسر خوبی هستی و دیگه پول پول پول ....
اممما
اگه شانس ماست آقای پیرمرد حین رد شدن از خیابون با اون یکی دستش مارو نوازش میکنه و دیالوگ تو پسر خوبی هستی رو با لحنی میگه که نباید ...
جدی به عنوان شهردار، به سهم خودم ناراحتم ازتون..!
میاین دوراتونو میزنین میرین،
بعد آشغالاتونو میریزین تو خیابون
خب "گا" اسمش بده ...اگه نه شهر قشنگیه به خدا ...
مراعات کنیم خواهشا
...
- ولی ما باید معذرت خواهی میکردیم
+ اون درو رو ما بست!
- بعضی وقتا نمیبخشن ...
...
..
.
.
..
...
دهلیز
طرح و کارگردان #بهروز_شعیبی
نویسنده #علی_اصغری#دهلیز#عطاران
اگه بپرسن بزرگترین نقطه ضعفم چیه
بعد از عبارت مصطلح و معروفهی « زیادی مهربونم! »
میگم «املا»
از هرکی هم اطرافم بپرسن برا من همینو میگه :,-)
یه جماعتی اسیرن به خداوندی خدا ...
یه وقتی باید در مدح «دیده نشدن» بنویسم!
حالا نه که مثلا بگم جامعه در انتظاره من بنویسم بخونه ها
عجب
بابا یه دقه دست بردار از خودزنی ببینیم چیکار داریم میکنیم
هرکی از قاب خودش دنیا رو میبینه ...
هرقدر هم قاب بندی اشتباه یا همهکس پسند نباشه
اون آدم برای خودش یه چیزی دیده تو اون قاب که انتخابش کرده
اما امان!
امان از زمانی که کسی برات قابی که باید ببینی رو ببنده ...
بهترین هم باشه اونی که باید نیست
پس انگار نیست
اصلا نباید باشه
از دست دادن هر چیزی سخته،
ولی از دست دادن رفیق یه غم ناشناخته ای داره انگار.
یهو یه جا صحبتش میشه یه چیزی میگی،
چمیدونم از یه حرفش یا از خاطره هاش، هرچی...
همه تو تنگنای حیرت متوقف،
بعد تو با خودت میگی خودش که مارو به یه سمتش گرفته ... حالا ما هی پارو بزن ... هی پارو بزن ...
دوستان
یا کار خوب نکنین و حال ندین به کسی،
یا اگه میدین دیگه بندازین تو دجله برین پی زندگیتون...
وقتی به زبون بیاد چرک میشه
وقتی انتظاری باشه پشتش پلشت میشه
اصلا میگه
خوبی به کسی کن که به کار تو نیاید ..!