اینکه توماج رو همردهٔ محمود کریمی میدونی، اینکه خامنهای — که بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران رو کرده — رو همسطح یه جوون میبینی که تنها جرمش رپ خوندن بوده، و اینکه به صبا بختیاری میگین جنده… اینا باعث نمیشه آدما بگن «وای عجب تحلیلی، عجب ضربهای به حریف زدی!»
اگه هم بعضیها همین لحظه بگن، فقط برای همین لحظهست. دارین اعتبار خودتون رو زیر سؤال میبرید و نتیجهٔ این بیاعتباری رو بعداً خودتون میبینین. البته دودش میره تو چشم همهٔ ما.
فشار ج.ا بر خانواده #سپهر_ابراهیمی تمامی نداره بعد از اجبار پدرش به مصاحبه تلوزیونی و اتفاقات بعدش، حالا سعی دارن بافشار اقتصاد اونا رو تسلیم کنن!
ولی مادر سپهر تسلیم نشده و توی اینستا یه پیج زده و ترشی خانگی میفروشه!
هرچقدر حکومت کثیف و بیشرافته، مردم درس شرافت میدن به همه!
من، صبا بختیاری، این هتک حرمت، رفتار بیمارگونه، اهانت و ادبیات سخیفی را که به جای نقد و گفتوگو، با رکیکترین توهینها و الفاظ جنسی، حیثیت زن و مادر ایرانی را هدف گرفته است، با تمام قاطعیت محکوم میکنم.
من، صبا بختیاری؛ زنی که خانوادهاش بهای ایستادگی را با خون، زندان و سالها رنج پرداخته است. زنی که امروز دو برادرش در زنداناند، خانوادهاش سالها هزینه دادخواهی دادهاند و در مسیر مطالبه عدالت، از جان و زندگی خود گذشتهاند؛ اما امروز ، هدف سخیفترین توهینها و حملات جنسی قرار میگیرد، آن هم از سوی جریانی که مدعی آزادی و عدالت است.
آنچه امروز شاهد آن هستیم، فقط اهانت به یک فرد نیست. این تبدیل کردن زبان مبارزه و فرهنگ و ادبیات ایران، به ادبیات فحاشی، لمپنیسم، سرکوب و هتک حرمت زنان ایرانی است. این حملات بیشرمانه و مبتذل، نه علیه یک فرد، بلکه علیه حیثیت زنان و مادران این سرزمین صورت میگیرد.
باید پرسید چگونه جریانی که در شعار، مدعی آزادی، دموکراسی و آزادی بیان است، به جایی رسیده که در برابر یک نقد، به جای پاسخ و استدلال، به رکیکترین الفاظ جنسی و هتک حرمت زنان و مادران ایرانی متوسل میشود؟
توهین جنسی به زنان، سقوطی دهشتناک است که نه با شأن مبارزه همخوانی دارد و نه کوچکترین نسبتی با فرهنگ، ادب و منش ایرانی.
ملتی که تاریخش با حرمت، نجابت و احترام شکل گرفته، این ادبیات بیمار، این فرهنگ خشونتزده و این حجم از اهانت علیه زنان و مادران را برنمیتابد. سکوت در برابر چنین رفتاری، یعنی عادیسازی خشونتی که پیش از آنکه متوجه یک فرد باشد، کرامت، حرمت و حیثیت زن ایرانی را هدف گرفته است.
از شرف، وجدان و مسئولیت ایرانی انتظار میرود در برابر این حملات مبتذل، این بیشرمی سازمانیافته و این هتک حرمت آشکار علیه زنان و مادران ایران سکوت نکنند و اجازه ندهند چنین ادبیات جنسی سخیف، ضد فرهنگی و ضد ایرانی، به نام مبارزه و آزادیخواهی عادیسازی شود .
#شرم_بر_شما
جمهوری اسلامی میخواد یک رپر معترض را به خاطر میله بیآرتی اعدام کنه: #مهنام_نواب_صفوی
-مهنام فقط ۲۲ سالشه، اهل اصفهانه و در دی بازداشت شده. قوه قضاییه به او اتهام محاربه بسته و گفته میله بیآرتی را کنده. در دادگاهی غیرحضوری حکم اعدام را مهنام را صادر کردند
فرزندانم خبری برایم فرستادند؛ خبر جوانی که امروز حال و روز خوشی ندارد، به نام #حامد_یکتا ، یک #پناهجوی_ایرانی.
سیزده سال پیش، وطنش را ترک کرده؛ وطنی که زیر سایهٔ سرکوب و بیعدالتی، دیگر جایی برای زندگی نداشته. او ترک وطن میکند تا شاید در سرزمینی دیگر، طعم آزادی را بچشد، عدالت
از زندان یک راست امدم سر خاک خسرو, جور عجیبی حس میکنم چونان «سیزیف» از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که «سنگی را به بالای تپه ببریم». پس تلاش میکنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسامآور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت. جدا جدا و قطعه قطعه.
آنچنان که دایم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولاااانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت «نه». برای همین رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمه تمامم در آذر ۴۰۴۱ را، زمین بگذارم.
دوباره سلام خسرو! چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم؛ پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟
حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان -نمیدانم برای چند مدت - دلم در زندان جا مانده، پیش چشهای رفقایم، آنها که در نی نی چشمانشان فقط یک جمله بود «ما را فراموش نکنید». پیش از خداحافظی از لای دریچه ها در زندان انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی، سهیلا حسینی.
کاش خسرو بود، کاش جای اینکه سر مزارش میرفتم شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم. سعی کردم سیما ابنایی را از لای جمعیت پیدا کنم؛ اما گویا از بچهها جدا شده بود.
زندان بودم که کشتار عظیم دی ماه و خبر کشته شدن غیر نظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند. هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دی ماه در وکیل آباد، نام تک تکشان را فریاد خواهم زد، کاش شهرزادشان باشم…
چرا انقدر از رشید مظاهری کم حرف زده شده؟ این آدم با وجود اینکه تو ایران بود علیه ضحاک پست گذاشت و شبانه تو خونه خودش دستگیر شد صدای رشید باشیم بلایی سرش نیارن
#جاویدشاه#رشید_مظاهری
دلم داره برا #رشید_مظاهری میترکه. هم خودش ایرانه و هم خانوادهاش! خواهش میکنم ازش حرف بزنید. قطعا جونش در خطره. شجاعت کمنظیری به خرج داده. نذارید خبرش بره به حاشیه 🙏🙏
محسن نامجو فقط ده دقیقه لازم داشت تا به صورت کامل ماهیت پهلوی و اطرافیانشو بگه
توی این مدت ندیدم کسی انقدر کامل در عرض ده دقیقه ، پهلوی و اطرافیانش و طرفدارانشو به این زیبایی نقد کنه
اقای نامجو فوق العاده بود👌👏
@OfficialMNamjoo
امروز بهت و وحشت در صورت زنان و مردان بسیجی داخل دانشگاهها، به وضوح آشکار بود. باورشان نمیشد که کمتر از دو ماه بعد از قتلعام دهها هزار نفر، جوانان شجاع مقابل چشمان این اهریمنان پرچم «جمهوری اسلامی» آتش بزنند و انواع فحش ها را نثار رهبرشان کنند. آنها خودشان را یک عمر «شهادتطلب» جار میزدند و حالا خیل بزرگی از مردم را به چشم میبینند که چنان کشتار عظیمی، ذرهای در ارادهشان خلل وارد نکرده و جان بر کف ایستادهاند. عزم ایرانیان برای به عظمت رساندن میهن، با هیچ فشنگ و اسلحهای، سست نمیشود. بیش از این متعجب خواهید شد