وضعیت اقتصادی و دغدغههای همسرم به این شکله که بعد از این که بابت عدم توجه گلایه کردم فرمودند عزیزم من که لیست خریدت رو کامل خریدم.
حق میگه فقط مشکل اینه که لیست خرید مدنظر شامل پیاز و گوجه و لیمو میشه.
از لحاظ روحی نیاز دارم به یه دورهمی درست کردن پوره گوجه تو ایتالیا دعوت بشم و آخر مراسم در حالی که خودم رو با خوردن پاستای دست ساز نونا خفه کردم با شیشههای پوره به خونه برگردم.
بزرگسالی ایز دت یو؟!
اگر قبل از بچه باهم اختلافات زیاد دارین و هی قهر و اشتی میکنین، توصیه من به شماها فرزند نیاوری هست!
ما با رابطه زیبای قبل بچه الان به خون هم تشنهایم گاهی!
و در اخر ریدم دهن اونی که اولین بار گفت بچه بیاری رابطهت درست میشه! خیلی خری!
پی ام اس اینجوریه که به مامانم گفتم امشب میام پیشتون. خواهرم گوشی رو برداشت و شرحی از اوضاع داد و گفت بهتره که به خاطر بچه نیای
بابت تذکرش تشکر کردم و تلفن رو قطع کردم و گریستم.
چرا؟ چون واقعا نیاز دارم از این خونه بزنم بیرون و برم تو جاده.
مامانهای عزیز شده بعد از شستن بچه و تحویل دادن به پدرش تو حموم بشینید و به دیوار مقابلتون خیره بشید؟ فقط برای اینکه ده دقیقه دیرتر پرت بشین تو وظایف ناتمام مادری!
نور دیدهام بسیار با من خودمونی و نداره. صبح روزهای کاری بین ساعت ۹ تا۹.۳۰ بدون استثنا پیپی گرم تحویلم میده و روزهای تعطیل که پدرش خونهست این اتفاق نمیفته مگر آخرشب که برای جبران فرداش دوبار پیپی میکنه😶🌫️
برای این که هر ماه مجبور نباشه آنژیوکت بذاره براش پورت گذاشتن. این سری که رفته دارو بگیره یکی ازش پرسیده این پورتها خوبن؟ گفته: نه، دیگه نمیتونم نوهم رو بغل کنم.
آخ قربون دلت بشم مادر.
صورت بچه یک ماه و اندی درگیر بود از این دکتر به اون دکتر کرمهایی که تکرار میشدو نتیجهایی که نمیگرفتم. حتی کرمهایی تجویز میکردن که مناسب نوزاد نبود و دکتر بعدی ردش میکرد. تا همون کرمی که بار اول جی پی تی گفته بود و تخصصی برای نوزاد بود رو گرفتم و بعد از چند روز نتیجه داد.