عدم دسترسی به اینترنت آزاد از جنگ سختتره برای من.
این حس تحقیر که هر وقت اراده کنند تو را از دسترسی به آنچه همه زندگیات، درآمد، تفریح، آموزش، جستجو و معاشرتت، را با آن برنامهریزی کردهای، محروم میکنند. در یک لحظه تو را برای دنیا و دنیا را برای تو خاموش میکنند تا اطلاع ثانوی.
یه دور وقتی ۱۵ ساله بودم فکر کردم «حالا چیکاره بشم؟» یه دور توی ۱۸ سالگی، بعد توی ۲۵ سالگی دوباره بهش فکر کردم. حالا باید با ۳۱ سال سن، با شوهر و زندگی، دوباره به این فکر کنم «حالا من باید چیکاره بشم؟»