یبار کنار سد گلپایگان چادر زده بودیم داشتیم چایی اتیشی و جوجه درست میکردیم
یکی از اینا اومد کنارم تا دیدمش پریدم هوا انقدر گنده بود چسبیده بود یه طرف قوری نمیشد جداش کنی
نور انداختیم زمین ک ببینیم چخبره انقدر زیاد بودن جوجه و خوراکی و وسیله ها رو ول کردیم فقط فرار کردیم تو چادر
یکم طلا به قیمت تابلو دادم به همکارم
گفتم دستم گیره خودت گرم و قیمت رو ضرب کن واریز کن
بعد زنگ زد گفت این قیمت و این وزن شد گفتم من الان نمی تونم حساب کنم همینا رو حساب کن بریز گفت میشه این عدد
بعد امروز حساب کردم دیدم گرمی ۲۵۰ کمتر از عددی ک بهم گفته حساب کرده
رید به اعتمادم
مغناطیس رو تو دانشگاه خودم افتادم جزوه اش ۱۵۰ صفحه اچار پشت و رو بود گاییده شدم ولی پاس نه
تابستون دانشگاه خودم ارائه نکرد یه دانشگاه دیگ برش داشتم
استادش گاو بود
جزوه مغناطیسش ۱۲ صفحه نبود امتحان هم از تو سوالای همون بود
بعد امتحان مطمئن بودم ۱۸ بالا میشم
ولی با ۶ افتادم
یه بار بغلدستیم با اجازه من کللللل برگه امتحان رو کپی پیست کرد از رو دستم. در نهایت که نمرهها اومد من 19 شده بودم و اون صفر.
معلم زیر نمرش نوشته بود که از من کامل تقلب کرده. دوستم میره پیش معلم و بهش میگه شما از کجا میدونین من تقلب کردم؟ اون تقلب کرده!😂
@SdTnha91232 میدونم اینو
تو دیوار گذاشتم ۳۰۰ بالا تابلو ، مشتری هم داست فقط بخاطر سیستم بانکی همه قول شنبه میدادن مشتری برای قیمت تابلو هم که زیاد بود
چون طلای نو بود
منم گفتم حالا ک نوعه بدم آشنا
آشنا مالید درم
بش پیام دادم ک ما رو اون عدد حاصل ضرب بستیم و به توافق رسیدیم
تو کفتی ضربش میشه این منم بهت اعتماد کردم قبول کردم ولی تو کمتر از اون گفتی
میگه طلا فروشا اون قیمت برنمیداشتن
کسکش سو استفاده گر