واقعا دلم میخواد روزی برسه
که نه جای خاصی داشته باشم و نه هیچ چیز دیگه
و فقط تنهای تنها سفر کنم
به جاهای مختلف دنیا
و با آدمای مختلف برخورد داشته باشم
چون که
سفر باید تا پخته شود خامی
با وجود همه رنج هایی که کشیدم
هنوزم یه صدایی تو گوشم گاهی میگه
میدونی دام محبت از رهایی بهتره؟!
و من یه ��بخند میاد رو لبمو میگم
واقعاااااا دام محبت از رهایی بهتره!!!
اکثر انسان ها نه شخصیتی برای خودشون دارن
نه حرفی واسه گفتن دارن
اکثرشون پشت ۴ تا کتابی که خوندن
کلاسایی که رفتن و…. پنهان شدن
اما تو ، تو شخصیت خودتو داری و کلی حرف داری واسه گفتن
و من ، منِ آتی چه قدر ازت یاد گرفتم!
حالا چه شده بود چرا شمارا دوست داشتم راستش خودم هم نمیدانم
در این شکی نیست که در دلتان پر از مهر و محبت بود
اما این مهر و محبت برای من نبوده…!
پ.ن: کتاب قمارباز با تغییرات آتی :)