راننده اتوبوس اومد بلیطارو بگیره
یه دیالوگی با صندلی جلویی من داشت، بعد گفت نه آخه نوهام فوت کرده حالم خوب نیست، ۶ ماهش بود، یه سرماخوردگی ساده گرفت، جمعه خاکش کردیم :((((((
این مدت به هرکسی رسیدم حرف پادکست شده گفتم رختکن بازندهها عالیه، گوش بده
با این اپیزود شرمندهم کردن
حالا فکر کن یکی از اینا که بهشون گفتم برا اولین اپیزود بره این یسنا رو گوش بده، نمیگه دختره چقد عن سلیقهس؟
@LavasaniHossein یه دوره اینجا کروسان از چایی ارزونتر بود
کروسان 90 بود چایی 100، که شف اعتراض کرد قیمت چایی رو نیووردن پایین، کروسان رو بردن بالا
فکر کنم سیاستشونه که مشتری قهوه بگیره بجا چایی
در دوران pms این سری خیلی جدی گفتم طلاق میخوام، برنامم برا بعدشم گفتم
نیم ساعت بعدش با خودم گفتم چرا؟ دلیلت چیه؟ زندگیت که اوکیه
ولی فرداش دوبار دیگه هم تکرار کردم که فقط طلاق ولاغیر
حالا خوبه جدیم میگرفت
@darkmahiw من نمیدونم اینا که میگن همچین رابطهای وجود ندارد و نمیشه و فلان، یعنی در شخصیت خودشون نمیبینن با یه جنس مخالفی فقط رفاقت کنند و نکنن همو؟
قشنگ برام سواله اینا چقدر جنس مخالف از نزدیک دیدن که انقد غریبن
وای وای اینو خودم بودم
تو پارسیان روستای تبن، از یه مغازهدار پرسیدیم اینجا کسی میشناسین طرح حنا بکشه رو دست
کلید یه خونه تو یه ساحل بکر بهمون داد، چون مسیرش سخت بود خودش تا اونجا مارو برد، فرداش هم اومد دنبالمون
همین الان یه عالمه ازاین خاطرهها یادم اومد
عجیب مهموننوازن❤️
دوستای من تو بوشهر اسنپ میگیرن برن یه جا کمپ کنن، یه ساعت بعد راننده اسنپ برمیگرده میگه اینجا باد زیاده میبردشون خونه خودش، اتاق خودشونو میده بهشون، فرداش بعد صبحونه یه خوراکی هم که یادم نیست همراهشون میکنه میفرسته برن
جنوبی عالیه
دوستای من تو بوشهر اسنپ میگیرن برن یه جا کمپ کنن، یه ساعت بعد راننده اسنپ برمیگرده میگه اینجا باد زیاده میبردشون خونه خودش، اتاق خودشونو میده بهشون، فرداش بعد صبحونه یه خوراکی هم که یادم نیست همراهشون میکنه میفرسته برن
جنوبی عالیه
ما بچه بودیم از آبادان رد شدیم(اصلا مقصد هم نبود، جهت عبور بود)
از یه نفر آدرس سرویس بهداشتی پرسیدیم،
بزرگوار مارو برد خونه، شام داد، شبم نگهمون داشت.
بعنوان یه شمالی تا ابد عاشق جنوبیا و دوستای جنوبی مون هستم ❤️
حاملهس، زنگ زده یک ساعتو سی و پنج دقیقه حرف زده و محتوای ۸۵٪ مکالمه این بود که حامله شو، کی میاری؟ بیار؟ سخت میشه بیار، با هم بازی میکنن بیار، دیره بیار، میاری؟ و..
هی شوخی کردمو، جدی جواب دادمو، پیچوندمو... آخرش با خنده گفتم تو زنگ زدی منو حامله کنی
بهش برخورد قطع کرد
عن خانم